strickled

[ایالات متحده]/ˈstrɪk.əld/
[بریتانیا]/ˈstrɪk.əld/

ترجمه

n. عمل خراشیدن یا ابزار خراشنده
vt. تیز کردن یا به طور تمیز خراشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

strickled water

آب شرشر

strickled leaves

برگ‌های شرشر

strickled path

مسیر شرشر

strickled flowers

گل‌های شرشر

strickled grass

چمنزار شرشر

strickled rain

باران شرشر

strickled paint

رنگ شرشر

strickled sand

شن شرشر

strickled sky

آسمان شرشر

strickled earth

زمین شرشر

جملات نمونه

the rain strickled down the window, creating a soothing sound.

باران به آرامی روی پنجره می‌چکید و صدایی آرام‌بخش ایجاد می‌کرد.

as the sun set, the light strickled through the trees.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، نور از میان درختان عبور می‌کرد.

she strickled her fingers through his hair gently.

او به آرامی انگشتانش را از میان موهای او عبور داد.

the children watched as the water strickled down the rocks.

کودکان تماشا کردند که آب از روی سنگ‌ها می‌چکید.

he strickled the paint on the canvas with great care.

او با دقت زیاد رنگ را روی بوم می‌مالید.

leaves strickled the ground as autumn arrived.

با رسیدن پاییز، برگ‌ها روی زمین می‌ریختند.

the sunlight strickled through the curtains in the morning.

نور خورشید از میان پرده‌ها در صبح می‌تابید.

she strickled the dough until it was smooth and elastic.

او خمیر را تا زمانی که صاف و انعطاف‌پذیر شد، ورز داد.

water strickled from the faucet, filling the sink.

آب از شیر جاری شد و ظرف را پر کرد.

the stars strickled across the night sky like diamonds.

ستارگان مانند الماس در آسمان شب می‌درخشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید