studded

[ایالات متحده]/'stʌdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پوشیده شده با میخ‌های کوچک، تزئین شده با میخ‌ها، تنظیم یا ثابت شده با میخ‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

studded with diamonds

نقش‌دار الماس

studded leather jacket

ژاکت چرمی تزئین شده

studded belt

کمربند تزئین شده

studded with

نقطه‌دار با

جملات نمونه

a sea studded with islands

دریا پر از جزایر

the sky was studded with points of light.

آسمان با نقاط نورانی تزئین شده بود.

a dagger studded with precious diamonds.

خنجری که با الماس‌های قیمتی تزئین شده است.

the sky was clear and studded with stars.

آسمان صاف و پر از ستاره بود.

Daisies studded the meadow.

گل‌های مارگی مزرعه را تزئین کرده بودند.

the heavy studded boots she insisted on wearing.

چکمه‌های سنگین و تزئین‌دار که اصرار داشت آنها را بپوشد.

Stocks of corn were studded over the field.

ذرت در سراسر مزرعه پراکنده بود.

this new autobiography is studded with Anglicisms like lorries, plimsolls, and doing a bunk.

این خودزندگی‌نامه جدید با اصطلاحات انگلیسی مانند کامیون‌ها، کفش‌های ساحلی و فرار کردن پر شده است.

President Zine El Abidine Ben Ali stands erect and unsmiling, sports a helmet of implausibly jet-black hair and wears a long dress-coat, studded with medals.

رئیس‌جمهور زین‌العابدین بن علی با قامتی استوار و بدون لبخند ایستاده، کلاهی به رنگ مشکی غیرقابل‌باور دارد و کت بلند با نشان‌های تزئین‌شده به تن می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید