stringer

[ایالات متحده]/'strɪŋə/
[بریتانیا]/'strɪŋɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که چیزی را با نوارهای چوبی بلند تقویت یا حمایت می‌کند.
Word Forms
جمعstringers

عبارات و ترکیب‌ها

stringer assignment

وظیفه محموله‌نویس

freelance stringer

محموله‌نویس آزاد

stringer agreement

توافقنامه محموله‌نویسی

local stringer

محموله‌نویس محلی

stringer journalist

روزنامه‌نگار محموله‌نویس

stringer photographer

عکاس محموله‌نویس

stringer reporter

گزارشگر محموله‌نویس

stringer for hire

محموله‌نویس برای استخدام

stringer contract

قرارداد محموله‌نویسی

جملات نمونه

a stringer of beads.

یک سازنده مهره

a first-stringer; a second-stringer.

یک بازیکن درجه یک؛ یک بازیکن درجه دو.

six of the team's 24 first-stringers are Canadian.

شش نفر از 24 بازیکن درجه یک تیم کانادایی هستند.

a defensive first-stringer and offensive second -stringer

یک مدافع اول و یک مهاجم دوم

Though Stringer is not a microscopist by trade, he has been interested in diatoms for over 60 years.

اگرچه استرینگر به طور تخصصی میکروسکوپیست نیست، اما بیش از 60 سال به جلبک‌های خونی علاقه داشته است.

He works as a freelance stringer for several news agencies.

او به عنوان یک عکاس آزاد برای چندین خبرگزاری کار می کند.

The photographer hired a stringer to cover the event.

عکاس برای پوشش رویداد یک عکاس آزاد استخدام کرد.

The stringer submitted his article to the editor for review.

عکاس آزاد مقاله خود را برای بررسی به ویراستار ارسال کرد.

She interviewed a stringer who provided valuable insights.

او با یک عکاس آزاد مصاحبه کرد که بینش های ارزشمندی ارائه داد.

The stringer's story made the front page of the newspaper.

داستان عکاس آزاد در صفحه اول روزنامه قرار گرفت.

As a stringer, he covers a wide range of topics.

به عنوان یک عکاس آزاد، او طیف گسترده ای از موضوعات را پوشش می دهد.

The stringer's photographs captured the essence of the protest.

عکس های عکاس آزاد جوهر اعتراض را به تصویر کشید.

The stringer received recognition for his investigative journalism work.

عکاس آزاد برای کار روزنامه نگاری تحقیقی خود مورد تقدیر قرار گرفت.

The news outlet relies on stringers to report from remote locations.

رسانه خبری به عکاسان آزاد برای گزارش از مکان های دورافتاده متکی است.

She hopes to become a stringer for a prestigious magazine.

او امیدوار است که به یک عکاس آزاد برای یک مجله معتبر تبدیل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید