strudel

[ایالات متحده]/ˈstruːdəl/
[بریتانیا]/ˈstruːdəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیرینی پر شده با میوه یا پنیر و پخته شده؛ نوعی نان شیرین

عبارات و ترکیب‌ها

apple strudel

Strudel سیب

cherry strudel

Strudel گیلاس

strudel dough

خمیر στρουδελ

strudel recipe

دستور العمل στρουδελ

strudel filling

مواد پر کننده στρουδελ

strudel pastry

شیرینی στρουδελ

vanilla strudel

Strudel وانیلی

strudel slices

اسلایس στρουδελ

warm strudel

Strudel گرم

strudel dessert

دسر στρουδελ

جملات نمونه

i love to eat apple strudel for dessert.

من عاشق خوردن استرودل سیب به عنوان دسر هستم.

she baked a delicious cherry strudel yesterday.

او دیروز یک استرودل گیلاس خوشمزه پخت.

strudel is a popular pastry in austria.

استرودل یک شیرینی محبوب در اتریش است.

we enjoyed a warm strudel with vanilla ice cream.

ما از خوردن یک استرودل گرم با بستنی وانیلی لذت بردیم.

the bakery sells various types of strudel.

آن نانوایی انواع مختلف استرودل را می‌فروشد.

he learned how to make strudel from his grandmother.

او طرز تهیه استرودل را از مادربزرگش یاد گرفت.

we had strudel at the local café last weekend.

ما آخر هفته گذشته در کافه محلی استرودل خوردیم.

strudel can be filled with fruits or nuts.

استرودل را می‌توان با میوه یا مغز پر کرد.

she drizzled chocolate sauce over the strudel.

او سس شکلات را روی استرودل ریخت.

he prefers savory strudel over sweet ones.

او ترجیح می‌دهد استرودل‌های شور را به استرودل‌های شیرین.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید