strudels

[ایالات متحده]/ˈstruːdəlz/
[بریتانیا]/ˈstruːdəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیرینی لوله‌ای پر از میوه؛ شیرینی پوسته‌ای ایتالیایی؛ شیرینی با سبک عالی

عبارات و ترکیب‌ها

apple strudels

strudel‌های سیب

cherry strudels

strudel‌های گیلاس

cinnamon strudels

strudel‌های دارچین

dessert strudels

strudel‌های دسر

sweet strudels

strudel‌های شیرین

savory strudels

strudel‌های شور

fruit strudels

strudel‌های میوه‌ای

puff strudels

strudel‌های پوسته

traditional strudels

strudel‌های سنتی

mini strudels

strudel‌های کوچک

جملات نمونه

she baked delicious apple strudels for the party.

او استرودل‌های سیب خوشمزه را برای مهمانی پخت.

we enjoyed warm strudels with vanilla ice cream.

ما از خوردن استرودل‌های گرم با بستنی وانیلی لذت بردیم.

strudels are a popular dessert in many european countries.

استرودل‌ها یک دسر محبوب در بسیاری از کشورهای اروپایی هستند.

my grandmother taught me how to make strudels from scratch.

مادربزرگم به من یاد داد که چگونه استرودل‌ها را از ابتدا درست کنیم.

they served savory strudels filled with spinach and cheese.

آنها استرودل‌های خوشمزه پر شده با اسفناج و پنیر سرو کردند.

strudels can be made with various fillings, including cherries.

استرودل‌ها را می‌توان با مواد پرکننده مختلف، از جمله گیلاس درست کرد.

for dessert, i ordered a slice of chocolate strudel.

برای دسر، من یک برش استرودل شکلاتی سفارش دادم.

at the bakery, there were different types of strudels on display.

در نانوایی، انواع مختلفی از استرودل‌ها به نمایش گذاشته شده بود.

she drizzled caramel sauce over her freshly baked strudels.

او سس کارامل را روی استرودل‌های تازه پخته شده خود ریخت.

we learned about the history of strudels during the cooking class.

ما در طول کلاس آشپزی در مورد تاریخچه استرودل‌ها یاد گرفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید