stubbornnesses

[ایالات متحده]/ˈstʌbənnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈstʌbərnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت عزم بر انجام آنچه شخص می‌خواهد و تغییر نکردن نظر خود

عبارات و ترکیب‌ها

her stubbornnesses

حسادت‌های او

his stubbornnesses

حسادت‌های او

their stubbornnesses

حسادت‌های آنها

our stubbornnesses

حسادت‌های ما

stubbornnesses in negotiation

حسادت‌ها در مذاکره

stubbornnesses in relationships

حسادت‌ها در روابط

stubbornnesses of children

حسادت‌های کودکان

stubbornnesses of adults

حسادت‌های بزرگسالان

cultural stubbornnesses

حسادت‌های فرهنگی

stubbornnesses at work

حسادت‌ها در محل کار

جملات نمونه

her stubbornnesses often lead to conflicts in the team.

سرسختی‌های او اغلب منجر به بروز درگیری در تیم می‌شود.

his stubbornnesses make it difficult to change his mind.

سرسختی‌های او باعث می‌شود تغییر نظرش دشوار باشد.

despite their stubbornnesses, they eventually found common ground.

با وجود سرسختی‌هایشان، آن‌ها در نهایت به یک نقطه مشترک رسیدند.

stubbornnesses can sometimes be a sign of passion.

سرسختی‌ها گاهی اوقات می‌تواند نشانه‌ای از شور و اشتیاق باشد.

her stubbornnesses in negotiations often frustrate her colleagues.

سرسختی‌های او در مذاکرات اغلب همکارانش را ناامید می‌کند.

his stubbornnesses about tradition prevent progress.

سرسختی‌های او در مورد سنت‌ها مانع پیشرفت می‌شود.

they admired his stubbornnesses in pursuing his goals.

آن‌ها به سرسختی او در رسیدن به اهدافش احترام می‌گذاشتند.

stubbornnesses can sometimes be beneficial in achieving success.

سرسختی‌ها گاهی اوقات می‌تواند در دستیابی به موفقیت مفید باشد.

her stubbornnesses were evident when she refused to compromise.

سرسختی‌های او زمانی که حاضر به مصالحه نشد، آشکار شد.

his stubbornnesses often lead to missed opportunities.

سرسختی‌های او اغلب منجر به از دست دادن فرصت‌ها می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید