bedazzled

[ایالات متحده]/bɛˈdæzəld/
[بریتانیا]/bɛˈdædʒəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحت تأثیر درخشش یا زیبایی قرار گرفته; خیره‌کننده
v. به سبب نورهای درخشان یا تزئینات گیج یا سردرگم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

completely bedazzled

کاملاً مجذوب

bedazzled necklace

گردنبند مجذبی

bedazzled with rhinestones

با نگین‌های درخشان تزئین شده

a bedazzled performance

اجرای مجذوب‌کننده

bedazzled by success

با موفقیت مجذوب شده

جملات نمونه

she was bedazzled by the stunning fireworks display.

او تحت تأثیر آتش‌بازی خیره‌کننده قرار گرفت.

the jewelry store was filled with bedazzled customers.

فروشگاه جواهرات پر از مشتریانی بود که مجذوب شده بودند.

he felt bedazzled by the bright lights of the city.

او تحت تأثیر نورهای خیره‌کننده شهر قرار گرفت.

the magician's tricks left the audience bedazzled.

ترفندهای شعبده باز باعث شد مخاطبان مجذوب شوند.

she wore a bedazzled dress to the gala.

او یک لباس مجذوب کننده به مهمانی شام پوشید.

the bedazzled stars twinkled in the night sky.

ستاره‌های مجذوب کننده در آسمان شب می‌درخشیدند.

his bedazzled expression showed his surprise.

حالت چهره مجذوب کننده او نشان دهنده تعجبش بود.

the bedazzled audience applauded enthusiastically.

مخاطبان مجذوب با شور و شوق دست زدند.

she was bedazzled by the luxury of the hotel.

او تحت تأثیر تجمل هتل قرار گرفت.

the bedazzled tourists took countless photos.

گردشگران مجذوب عکس‌های بی‌شماری گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید