stuntman

[ایالات متحده]/'stʌntmæn/
[بریتانیا]/ˈstʌntˌmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بدلکار؛ اجراکننده.

جملات نمونه

The stuntman flew the aircraft upside-down within a hair’s breadth of the rooftops.

آکروبات‌باز هواپیما را در عرض یک لحظه از پشت‌بام‌ها به صورت وارونه پرواز داد.

The stuntman performed a dangerous jump from the building.

آکروبات از ساختمان یک پرش خطرناک انجام داد.

The movie required a skilled stuntman to perform the action sequences.

فیلم به یک بدلکار ماهر برای انجام صحنه های اکشن نیاز داشت.

The stuntman wore protective gear to ensure his safety during the stunt.

بدلکار برای اطمینان از ایمنی خود در طول بدلکاری از تجهیزات محافظ استفاده کرد.

The stuntman's job involves performing risky stunts for movies and TV shows.

کار بدلکار شامل انجام بدل‌های خطرناک برای فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی است.

The stuntman's training includes learning how to perform stunts safely.

آموزش بدلکار شامل یادگیری نحوه انجام بدل‌ها به طور ایمن است.

The stuntman's role is crucial in bringing excitement to action movies.

نقش بدلکار در افزودن هیجان به فیلم‌های اکشن بسیار مهم است.

The stuntman worked closely with the director to choreograph the action scenes.

بدلکار برای طراحی صحنه‌های اکشن به طور نزدیک با کارگردان همکاری کرد.

The stuntman's performance received praise for its realism and precision.

اجای بدلکار به دلیل واقع گرایی و دقت مورد تحسین قرار گرفت.

The stuntman's dedication to his craft is evident in his fearless performances.

تعهد بدلکار به هنر خود در اجراهای جسورانه او آشکار است.

The stuntman's job requires physical fitness and mental agility.

کار بدلکار به آمادگی جسمانی و چابکی ذهنی نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید