actor

[ایالات متحده]/'æktə/
[بریتانیا]/'æktɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنرمند
نرمند مرد
عامل

عبارات و ترکیب‌ها

famous actor

بازیگر مشهور

leading actor

بازیگر اصلی

supporting actor

بازیگر نقش مکمل

talented actor

بازیگر با استعداد

versatile actor

بازیگر توانمند

best actor

بهترین بازیگر

best supporting actor

بهترین بازیگر نقش مکمل

film actor

بازیگر سینما

character actor

بازیگر نقش‌های خاص

a bad actor

یک بازیگر بد

جملات نمونه

an actor with class.

یک بازیگر با کلاس.

an actor in drag.

یک بازیگر در نقش یک زن.

an actor's foray into politics.

ورود یک بازیگر به عرصه سیاست.

They gave the actor the bird.

آنها با اشاره به بازیگر توهین کردند.

Cowabunga! It's an actor's dream.

Cowabunga! رویای یک بازیگر.

he became an actor by default.

او به طور پیش فرض به یک بازیگر تبدیل شد.

there are a lot of actors in the cast.

بسیاری از بازیگران در این گروه هستند.

actors in policemen's costumes

بازیگران در لباس پلیس.

an out-of-work actor

یک بازیگر بیکار.

an actor with too much temperament.

یک بازیگر با اخم و غمش زیاد.

Actors thirst for acclaim.

بازیگران تشنه تحسین هستند.

That tall actor is a dishy man.

آن بازیگر قد بلند مرد جذابی است.

The actor is well known to us.

بازیگر برای ما شناخته شده است.

The actor came on in full costume.

بازیگر با لباس کامل وارد صحنه شد.

The actor gave a superb performance.

بازیگر یک اجرا فوق العاده داشت.

an actor’s foray into politics

ورود یک بازیگر به عرصه سیاست.

The actors began to rehearse a few scenes.

بازیگران شروع به تمرین چند صحنه کردند.

a bit of argy-bargy between actor and director.

مقدار کمی بحث و جدال بین بازیگر و کارگردان.

a film celebrating the actor's career.

یک فیلم که به افتخار حرفه بازیگر ساخته شده است.

نمونه‌های واقعی

Wow, do you represent those actors?

واو، آیا شما آن بازیگران را نمایندگی می‌کنید؟

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

I did not wanna be an actor.

من نمی‌خواستم بازیگر باشم.

منبع: Connection Magazine

How Millie Bobby Brown became an actor?

چگونه میلی بابی براون به یک بازیگر تبدیل شد؟

منبع: Connection Magazine

They filmed their actors silhouetted against sunsets.

آن‌ها بازیگران خود را در برابر غروب خورشید فیلم‌برداری کردند.

منبع: The Economist - Arts

Ah, the Luthors are pretty good actors.

آه، لوتورها بازیگران خوبی هستند.

منبع: Super Girl Season 2 S02

My father was an actor of sorts.

پدر من یک جور بازیگر بود.

منبع: S03

No, he's not an actor, is he?

نه، او بازیگر نیست، اینطور نیست؟

منبع: Christmas look look look

His father used to be a famous actor.

پدرش زمانی یک بازیگر مشهور بود.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

It belonged to my favorite actor, Paul Newman.

این متعلق به مورد علاقه من، پل نیومن بود.

منبع: Modern Family - Season 04

That part earned the actor an Oscar nomination.

آن بخش باعث شد بازیگر نامزد دریافت جایزه اسکار شود.

منبع: VOA Special June 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید