stupidities

[ایالات متحده]/stjuːˈpɪdətiːz/
[بریتانیا]/stuːˈpɪdətiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا حالت احمق بودن؛ اعمال یا اظهارات احمقانه

عبارات و ترکیب‌ها

utter stupidities

گنده‌های آشکار

stupidities abound

گنده‌ها فراوان هستند

common stupidities

گنده‌های رایج

stupidities happen

گنده‌ها اتفاق می‌افتند

stupidities persist

گنده‌ها ادامه دارند

stupidities revealed

گنده‌ها آشکار شدند

stupidities exposed

گنده‌ها نمایان شدند

stupidities ignored

گنده‌ها نادیده گرفته شدند

stupidities discussed

در مورد گنده‌ها بحث شد

stupidities eliminated

گنده‌ها حذف شدند

جملات نمونه

we all make stupidities from time to time.

همه ما گاهی اوقات مرتکب حماقت می‌شویم.

his stupidities cost him his job.

حماقت‌های او باعث از دست دادن شغلش شد.

we laughed at our own stupidities during the meeting.

ما در طول جلسه بر سر حماقت‌های خود خندیدیم.

she often regrets her stupidities in the past.

او اغلب حماقت‌های گذشته خود را پشیمان است.

stupidities can sometimes lead to unexpected outcomes.

حماقت‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به نتایج غیرمنتظره شوند.

we should learn from our stupidities instead of repeating them.

ما باید از حماقت‌های خود درس بگیریم به جای اینکه آنها را تکرار کنیم.

he made a few stupidities while trying to impress her.

او در حالی که سعی داشت او را تحت تاثیر قرار دهد، مرتکب چند حماقت شد.

stupidities in judgment can lead to serious consequences.

حماقت در قضاوت می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

admitting our stupidities is the first step to improvement.

پذیرش حماقت‌های خود اولین قدم برای بهبود است.

his collection of stupidities is quite amusing.

مجموعه حماقت‌های او بسیار خنده‌دار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید