suavities

[ایالات متحده]/ˈswɑːvɪtiz/
[بریتانیا]/ˈswɑːvɪtiz/

ترجمه

n. کیفیت بودن خوش‌برخورد یا دلپذیر

عبارات و ترکیب‌ها

sweet suavities

شیرینی‌های دلپذیر

gentle suavities

ظرافت‌های ملایم

smooth suavities

ظرافت‌های صاف

delicate suavities

ظرافت‌های لطیف

subtle suavities

ظرافت‌های ظریف

rich suavities

ظرافت‌های غنی

tender suavities

ظرافت‌های لطیف و مهربان

soft suavities

ظرافت‌های نرم

luscious suavities

ظرافت‌های خوشمزه

elegant suavities

ظرافت‌های باوقار

جملات نمونه

her suavities made the conversation more enjoyable.

ظرافت‌های او باعث دلپذیرتر شدن گفتگو شد.

he spoke with such suavities that everyone listened attentively.

او با چنان ظرافت صحبت می‌کرد که همه با دقت گوش می‌دادند.

suavities in his tone softened the harsh criticism.

ظرافت در لحن او انتقادات تند را ملایم کرد.

her suavities helped to ease the tension in the room.

ظرافت‌های او به کاهش تنش در اتاق کمک کرد.

with his suavities, he won over the difficult audience.

با وجود ظرافت‌هایش، او توانست مخاطبان سخت‌گیر را تحت تاثیر قرار دهد.

suavities in your approach can lead to better outcomes.

ظرافت در رویکرد شما می‌تواند منجر به نتایج بهتر شود.

she delivered her speech with such suavities that it captivated everyone.

او سخنرانی خود را با چنان ظرافت ارائه کرد که همه را مجذوب خود کرد.

his suavities made him a popular figure at social gatherings.

ظرافت‌های او باعث شد در مهمانی‌ها چهره‌ای محبوب باشد.

they appreciated the suavities in her writing style.

آنها از ظرافت در سبک نویسندگی او قدردانی کردند.

suavities are essential for effective communication.

ظرافت برای برقراری ارتباط موثر ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید