subalterns

[ایالات متحده]/sʌbˈɔːltənz/
[بریتانیا]/sʌbˈɔltərnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افسران رده پایین

عبارات و ترکیب‌ها

subalterns voices

صدای بازماندگان

subalterns perspective

دیدگاه بازماندگان

subalterns agency

توانایی بازماندگان

subalterns identity

هویت بازماندگان

subalterns struggles

مبارزات بازماندگان

subalterns narratives

داستان‌های بازماندگان

subalterns representation

بازنمایی بازماندگان

subalterns movements

جنبش‌های بازماندگان

subalterns history

تاریخ بازماندگان

subalterns rights

حقوق بازماندگان

جملات نمونه

the subalterns often struggle to make their voices heard.

زیردست‌ها اغلب برای شنیده شدن صدایشان تلاش می‌کنند.

in many societies, subalterns face systemic discrimination.

در بسیاری از جوامع، زیردست‌ها با تبعیض سیستماتیک روبرو هستند.

empowering subalterns can lead to significant social change.

توانمندسازی زیردست‌ها می‌تواند منجر به تغییرات اجتماعی قابل توجهی شود.

the voices of subalterns are crucial for understanding history.

صدای زیردست‌ها برای درک تاریخ بسیار مهم است.

subalterns often have unique perspectives on societal issues.

زیردست‌ها اغلب دیدگاه‌های منحصر به فردی در مورد مسائل اجتماعی دارند.

activists work to uplift the subalterns in their communities.

فعال‌ها برای ارتقای وضعیت زیردست‌ها در جوامع خود تلاش می‌کنند.

literature can amplify the narratives of subalterns.

ادبیات می‌تواند روایت‌های زیردست‌ها را تقویت کند.

subalterns often organize to fight for their rights.

زیردست‌ها اغلب برای مبارزه برای حقوق خود سازماندهی می‌کنند.

understanding the plight of subalterns is essential for equity.

درک وضعیت وخیم زیردست‌ها برای برقراری عدالت ضروری است.

subalterns are frequently omitted from mainstream narratives.

زیردست‌ها اغلب از روایت‌های اصلی حذف می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید