subdeacon

[ایالات متحده]/ˌsʌbˈdiː.kən/
[بریتانیا]/ˌsʌbˈdiː.kən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستیار یک دیاقن در برخی از کلیساهای مسیحی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

subdeacon role

نقش ناظر کلیسایی

subdeacon duties

وظایف ناظر کلیسایی

subdeacon service

خدمات ناظر کلیسایی

subdeacon vestments

لباس ناظر کلیسایی

subdeacon appointment

انتصاب ناظر کلیسایی

subdeacon training

آموزش ناظر کلیسایی

subdeacon ministry

وزارت ناظر کلیسایی

subdeacon function

وظیفه ناظر کلیسایی

subdeacon responsibilities

مسئولیت‌های ناظر کلیسایی

subdeacon position

موقعیت ناظر کلیسایی

جملات نمونه

the subdeacon assisted the priest during the service.

نائب کشیش به کمک کشیش در طول مراسم بود.

he was ordained as a subdeacon last year.

او سال گذشته به عنوان نائب کشیش منصوب شد.

the role of a subdeacon includes reading the gospel.

وظیفه نائب کشیش شامل خواندن انجیل است.

subdeacons often help with church administration.

نائب کشیش‌ها اغلب به امور کلیسا کمک می‌کنند.

during the ceremony, the subdeacon held the chalice.

در طول مراسم، نائب کشیش جام را نگه داشت.

the subdeacon wore a special vestment for the occasion.

نائب کشیش برای این مناسبت لباس خاصی پوشید.

she studied theology to become a subdeacon.

او الهیات را مطالعه کرد تا به عنوان نائب کشیش خدمت کند.

the subdeacon's duties include setting the altar.

وظایف نائب کشیش شامل آماده کردن محراب است.

he was proud to serve as a subdeacon in his community.

او به عنوان نائب کشیش در جامعه خود خدمت کردن را افتخار می‌دانست.

the subdeacon played a key role in the liturgy.

نائب کشیش نقش مهمی در مراسم مذهبی ایفا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید