subdividable space
فضای قابل تقسیم
subdividable area
منطقه قابل تقسیم
subdividable units
واحدهای قابل تقسیم
subdividable land
زمین قابل تقسیم
subdividable property
ملکیت قابل تقسیم
subdividable resources
منابع قابل تقسیم
subdividable segments
بخشهای قابل تقسیم
subdividable zones
مناطق قابل تقسیم
subdividable sections
بخشهای قابل تقسیم
subdividable categories
دستهبندیهای قابل تقسیم
the area is subdividable into smaller plots.
منطقه قابل تقسیم شدن به قطعات کوچکتر است.
each room is subdividable for privacy.
هر اتاق برای حفظ حریم خصوصی قابل تقسیم است.
the project is subdividable into several phases.
این پروژه قابل تقسیم شدن به چندین فاز است.
we need a subdividable design for the conference space.
ما به یک طراحی قابل تقسیم برای فضای کنفرانس نیاز داریم.
these units are easily subdividable for various uses.
این واحدها به راحتی برای مصارف مختلف قابل تقسیم هستند.
the land is subdividable for future development.
زمین قابل تقسیم برای توسعه های آینده است.
subdividable assets can increase investment opportunities.
داراییهای قابل تقسیم میتوانند فرصتهای سرمایهگذاری را افزایش دهند.
we found the area to be subdividable for multiple tenants.
ما متوجه شدیم که این منطقه برای چندین مستاجر قابل تقسیم است.
her ideas are subdividable into clear categories.
ایده های او قابل تقسیم شدن به دسته های واضح هستند.
the subdividable nature of the project allows for flexibility.
طبیعت قابل تقسیم پروژه به انعطاف پذیری اجازه می دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید