subdividable

[ایالات متحده]/ˌsʌb.dɪˈvaɪ.də.bəl/
[بریتانیا]/ˌsʌb.dɪˈvaɪ.də.bəl/

ترجمه

adj. قابل تقسیم؛ مناسب برای تقسیم بیشتر

عبارات و ترکیب‌ها

subdividable space

فضای قابل تقسیم

subdividable area

منطقه قابل تقسیم

subdividable units

واحدهای قابل تقسیم

subdividable land

زمین قابل تقسیم

subdividable property

ملکیت قابل تقسیم

subdividable resources

منابع قابل تقسیم

subdividable segments

بخش‌های قابل تقسیم

subdividable zones

مناطق قابل تقسیم

subdividable sections

بخش‌های قابل تقسیم

subdividable categories

دسته‌بندی‌های قابل تقسیم

جملات نمونه

the area is subdividable into smaller plots.

منطقه قابل تقسیم شدن به قطعات کوچکتر است.

each room is subdividable for privacy.

هر اتاق برای حفظ حریم خصوصی قابل تقسیم است.

the project is subdividable into several phases.

این پروژه قابل تقسیم شدن به چندین فاز است.

we need a subdividable design for the conference space.

ما به یک طراحی قابل تقسیم برای فضای کنفرانس نیاز داریم.

these units are easily subdividable for various uses.

این واحدها به راحتی برای مصارف مختلف قابل تقسیم هستند.

the land is subdividable for future development.

زمین قابل تقسیم برای توسعه های آینده است.

subdividable assets can increase investment opportunities.

دارایی‌های قابل تقسیم می‌توانند فرصت‌های سرمایه‌گذاری را افزایش دهند.

we found the area to be subdividable for multiple tenants.

ما متوجه شدیم که این منطقه برای چندین مستاجر قابل تقسیم است.

her ideas are subdividable into clear categories.

ایده های او قابل تقسیم شدن به دسته های واضح هستند.

the subdividable nature of the project allows for flexibility.

طبیعت قابل تقسیم پروژه به انعطاف پذیری اجازه می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید