subduction

[ایالات متحده]/səb'dʌkʃ(ə)n/
[بریتانیا]/səb'dʌkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسر; عمل یا فرآیند کسر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

oceanic subduction

همگرایی اقیانسی

subduction zone

منطقه آب‌سردی

جملات نمونه

(3)controls on the updip and downdip limits of the seismogenic zone of subduction thrusts;

(3)کنترل بر محدوده‌های بالاسرازیر و پائین‌سرازیر منطقه زلزله‌زایی گسل‌های زیرسطحی;

After that, rapid cooling retrograde metam orphism occurred.Early rapid ocean spreading was constrained because subduction appeared.Therefore, metagabbro continued to uplift under the slow extension.

پس از آن، فرآیند دگرگونی رتروگراد سریع سرد شدن رخ داد. گسترش سریع اولیه اقیانوس به دلیل ظهور فرورانداز محدود بود. بنابراین، مت اگابرو به آرامی در زیر گسترش به بالا ادامه یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید