sublanguage

[ایالات متحده]/ˈsʌblæŋɡwɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈsʌblæŋɡwɪdʒ/

ترجمه

n. زبانی که توسط یک گروه یا طبقه خاص در جامعه استفاده می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

specific sublanguage

زبان فرعی خاص

technical sublanguage

زبان فرعی فنی

domain sublanguage

زبان فرعی حوزه

formal sublanguage

زبان فرعی رسمی

natural sublanguage

زبان فرعی طبیعی

computer sublanguage

زبان فرعی کامپیوتری

scientific sublanguage

زبان فرعی علمی

programming sublanguage

زبان فرعی برنامه‌نویسی

legal sublanguage

زبان فرعی حقوقی

business sublanguage

زبان فرعی تجاری

جملات نمونه

the sublanguage of computer programming is complex.

زبان فرعی برنامه‌نویسی کامپیوتر پیچیده است.

each sublanguage has its own unique vocabulary.

هر زبان فرعی دارای واژگان منحصر به فرد خود است.

understanding the sublanguage is essential for effective communication.

درک زبان فرعی برای برقراری ارتباط موثر ضروری است.

he specializes in the sublanguage of legal terminology.

او در زمینه اصطلاحات حقوقی تخصص دارد.

different fields may develop their own sublanguage.

حوزه های مختلف ممکن است زبان فرعی خود را توسعه دهند.

the sublanguage used in scientific research can be difficult to grasp.

زبان فرعی مورد استفاده در تحقیقات علمی می تواند درک آن دشوار باشد.

learning the sublanguage can enhance your professional skills.

یادگیری زبان فرعی می تواند مهارت های حرفه ای شما را افزایش دهد.

there are many nuances in the sublanguage of marketing.

در زبان فرعی بازاریابی نکات ظریف زیادی وجود دارد.

the sublanguage of social media is constantly evolving.

زبان فرعی رسانه های اجتماعی به طور مداوم در حال تغییر است.

mastering the sublanguage can give you an advantage in the industry.

تسلط بر زبان فرعی می تواند به شما در این صنعت برتری دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید