sublieutenant

[ایالات متحده]/ˌsʌb.lieʊˈtɛn.ənt/
[بریتانیا]/ˌsʌb.luˈtɛn.ənt/

ترجمه

n. یک افسر در ارتش یا نیروی دریایی که در رده پایین‌تر از ستوان است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sublieutenant rank

رتبه سروان سوم

sublieutenant duties

وظایف سروان سوم

sublieutenant officer

سروان سوم افسر

sublieutenant training

آموزش سروان سوم

sublieutenant position

موقعیت سروان سوم

sublieutenant assignment

واگذاری سروان سوم

sublieutenant promotion

ارتقای رتبه سروان سوم

sublieutenant service

خدمت سروان سوم

sublieutenant uniform

نظم پوششی سروان سوم

جملات نمونه

the sublieutenant led the team during the training exercise.

خلبان دوم تیم را در طول تمرین هدایت کرد.

after months of hard work, she was promoted to sublieutenant.

پس از ماه ها تلاش سخت، او به درجه خلبان دوم ارتقا یافت.

the sublieutenant was responsible for coordinating the mission.

خلبان دوم مسئول هماهنگی ماموریت بود.

he admired the sublieutenant's leadership skills.

او از مهارت های رهبری خلبان دوم تحسین کرد.

the sublieutenant received commendation for bravery.

خلبان دوم به خاطر شجاعت مورد تقدیر قرار گرفت.

she served as a sublieutenant in the naval forces.

او به عنوان خلبان دوم در نیروی دریایی خدمت کرد.

the sublieutenant organized the training schedule for new recruits.

خلبان دوم برنامه آموزشی برای سربازان جدید را سازماندهی کرد.

during the meeting, the sublieutenant presented the strategic plan.

در طول جلسه، خلبان دوم طرح استراتژیک را ارائه داد.

the sublieutenant maintained communication with the command center.

خلبان دوم ارتباطات را با مرکز فرماندهی حفظ کرد.

as a sublieutenant, he had to make quick decisions in the field.

به عنوان خلبان دوم، او باید تصمیمات سریع را در صحنه می گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید