sublimating

[ایالات متحده]/səˈblɪmeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/səˈblaɪˌmeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرآیند یک ماده که از حالت جامد به گاز منتقل می‌شود بدون اینکه به حالت مایع تبدیل شود؛ تصفیه یا پالایش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sublimating materials

مواد تبخیری

sublimating process

فرآیند تبخیر

sublimating substances

مواد تبخیرشونده

sublimating points

نقاط تبخیر

sublimating temperatures

دمای تبخیر

sublimating gases

گازهای تبخیری

sublimating crystals

بلورهای تبخیری

sublimating phenomena

پدیده‌های تبخیری

sublimating agents

عوامل تبخیری

sublimating reactions

واکنش‌های تبخیری

جملات نمونه

she is sublimating her emotions through art.

او احساسات خود را از طریق هنر در حال تبدیل به شکل بالاتری است.

he found sublimating his stress into exercise very helpful.

او دریافت که تبدیل تنش خود به ورزش بسیار مفید بوده است.

the poet is sublimating his experiences into beautiful verses.

شاعر تجربیات خود را به ابیات زیبا تبدیل می‌کند.

they are sublimating their anger into productive discussions.

آنها خشم خود را به بحث‌های سازنده تبدیل می‌کنند.

she believes in sublimating negative thoughts into creativity.

او معتقد است که باید افکار منفی را به خلاقیت تبدیل کرد.

he is sublimating his grief through volunteering.

او غم خود را از طریق داوطلبی در حال تبدیل به شکل بالاتری است.

art therapy helps in sublimating trauma into healing.

درمان هنر به تبدیل آسیب روحی به درمان کمک می‌کند.

she is sublimating her frustrations into writing a novel.

او ناامیدی‌های خود را به نوشتن یک رمان تبدیل می‌کند.

he is sublimating his fear into courage by facing challenges.

او ترس خود را با رویارویی با چالش‌ها به شجاعت تبدیل می‌کند.

they are sublimating their competitive spirit into teamwork.

آنها روحیه رقابتی خود را به کار گروهی تبدیل می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید