converting

[ایالات متحده]/kənˈvɜːtɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈvɜrtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تغییر یا تبدیل چیزی
n. فرآیند ذوب یا تصفیه در متالورژی

عبارات و ترکیب‌ها

converting data

تبدیل داده

converting files

تبدیل فایل‌ها

converting formats

تبدیل فرمت‌ها

converting images

تبدیل تصاویر

converting text

تبدیل متن

converting videos

تبدیل ویدیوها

converting currencies

تبدیل ارزها

converting units

تبدیل واحدها

converting measurements

تبدیل اندازه‌گیری‌ها

converting audio

تبدیل صدا

جملات نمونه

converting data into a usable format is essential.

تبدیل داده‌ها به یک فرمت قابل استفاده ضروری است.

she is converting her old files to a new system.

او فایل‌های قدیمی خود را به یک سیستم جدید تبدیل می‌کند.

converting measurements can sometimes be tricky.

تبدیل اندازه‌گیری‌ها گاهی اوقات می‌تواند دشوار باشد.

the process of converting energy is fascinating.

فرآیند تبدیل انرژی جذاب است.

he is converting his garage into a workshop.

او گاراژ خود را به یک کارگاه تبدیل می‌کند.

converting the document to pdf format is quick.

تبدیل سند به فرمت PDF سریع است.

they are converting the old factory into apartments.

آنها کارخانه قدیمی را به آپارتمان تبدیل می‌کنند.

converting currencies can help with international travel.

تبدیل ارزها می‌تواند به سفر بین‌المللی کمک کند.

she enjoys converting recipes to fit her dietary needs.

او از تبدیل دستور العمل‌ها برای تناسب با نیازهای غذایی خود لذت می‌برد.

converting your thoughts into words can be challenging.

تبدیل افکار خود به کلمات می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید