subliming

[ایالات متحده]/səˈblaɪmɪŋ/
[بریتانیا]/səˈblaɪmɪŋ/

ترجمه

v. شکل حال استمراری کلمه sublime
adj. بزرگ؛ الهام‌بخش؛ شدید؛ بی‌پروا

عبارات و ترکیب‌ها

subliming process

فرآیند تبخیر

subliming point

نقطه تبخیر

subliming temperature

دمای تبخیر

subliming substance

ماده تبخیرشونده

subliming reaction

واکنش تبخیر

subliming solids

جامدهای تبخیرشونده

subliming agents

عوامل تبخیر

subliming vapor

بخار تبخیرشده

subliming crystals

بلورهای تبخیرشونده

subliming materials

مواد تبخیرشونده

جملات نمونه

the ice was subliming quickly in the warm air.

یخ به سرعت در هوای گرم تبخیر می‌شد.

scientists studied the subliming process of dry ice.

دانشمندان فرآیند تبخیر یخ خشک را مطالعه کردند.

he watched the snow subliming under the sun.

او برف‌هایی را که زیر نور خورشید تبخیر می‌شدند، تماشا کرد.

subliming substances can create interesting effects.

مواد تبخیرشونده می‌توانند جلوه‌های جالبی ایجاد کنند.

the artist described subliming emotions in her work.

هنرمند احساسات در حال تبخیر را در اثر خود توصیف کرد.

she enjoys subliming her thoughts into poetry.

او از تبدیل کردن افکارش به شعر لذت می‌برد.

the experiment involved subliming various chemicals.

آزمایش شامل تبخیر مواد شیمیایی مختلف بود.

he found subliming ideas to be a creative challenge.

او یافت که تبدیل ایده‌ها یک چالش خلاقانه است.

in nature, some materials can be subliming directly from solid to gas.

در طبیعت، برخی مواد می‌توانند مستقیماً از حالت جامد به گاز تبدیل شوند.

she spoke about subliming experiences into wisdom.

او در مورد تبدیل تجربیات به خرد صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید