subsequent

[ایالات متحده]/ˈsʌbsɪkwənt/
[بریتانیا]/ˈsʌbsɪkwənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیرو, بعد از چیزی دیگر آمدن

عبارات و ترکیب‌ها

in subsequent years

در سال‌های بعد

subsequent events

واکنش‌های بعدی

subsequent analysis

تجزیه و تحلیل بعدی

subsequent impact

تاثیر بعدی

subsequent handling

مدیریت بعدی

جملات نمونه

he set the pattern for subsequent study.

او الگوی مطالعات بعدی را تعیین کرد.

Memory can be profoundly shaped by subsequent experience.

حافظه می‌تواند به طور عمیقی تحت تأثیر تجربیات بعدی قرار گیرد.

Subsequent events vindicated the policy.

رویدادهای بعدی سیاست را تایید کرد.

the government cannot bind itself as to the form of subsequent legislation.

دولت نمی تواند خود را در مورد شکل قانونگذاری بعدی محدود کند.

subsequent work from the same laboratory controverted these results.

نتایج حاصل از کار بعدی از همان آزمایشگاه این نتایج را رد کرد.

people's understanding and subsequent recall of stories or events.

درک مردم و یادآوری بعدی داستان‌ها یا رویدادها.

the theory was developed subsequent to the earthquake of 1906.

این نظریه پس از زلزله 1906 توسعه یافت.

The story will be continued in subsequent issues of the magazine.

داستان در شماره های بعدی مجله ادامه خواهد داشت.

The day subsequent to your visit he died.

روز بعد از بازدید شما، او فوت کرد.

His illness was subsequent to his wife's death.

بیماری او پس از مرگ همسرش اتفاق افتاد.

From that point on, every subsequent request will be considered a postback.

از آن به بعد، هر درخواست بعدی به عنوان یک بازگشت در نظر گرفته خواهد شد.

If nonnumeric data is input, that read and any subsequent use of the stream will fail.

اگر داده های غیر عددی وارد شوند، آن خواندن و هرگونه استفاده بعدی از جریان ناموفق خواهد بود.

Subsequent events verified that his judgement was at fault.

رویدادهای بعدی تایید کرد که قضاوت او اشتباه بود.

in the tradition of all best-laid plans, subsequent events overturned the scheme.

در سنت تمام طرح‌های خوب، وقایع بعدی طرح را نقض کرد.

and the whole subsequent development of the family presupposes the existence of the consanguine family as a necessary preparatory stage.

و کل توسعه بعدی خانواده پیش‌فرض وجود خانواده خویشاوندی را به عنوان یک مرحله آماده‌سازی ضروری می‌داند.

Subsequent embolectomy followed by fresh frozen plasma (FFP) transfusions prevented further thromboembolism.

بعد از آن امبولهکتومی و سپس انتقال خون پلاسما منجمد تازه (FFP) از بروز ترومبوآمبولی بیشتر جلوگیری کرد.

Conversion of the linear molecule to γ-valerolactone proceeds via hydrogenation and subsequent intramolecular cyclization with elimination of a water molecule.

تبدیل مولکول خطی به گاما-والرولاکتون از طریق هیدروژناسیون و سپس چرخه‌سازی درون مولکولی همراه با حذف مولکول آب انجام می‌شود.

Bed regeneration and subsequent treatment of the concentrated regenerant are an integral part of the overall treatment process.

بازسازی تخت و درمان بعدی مواد بازسازی متمرکز، بخشی جدایی ناپذیر از فرآیند درمان کلی است.

He is starting the first school himself,but subsequent ones will be franchised to use the Fujita method.

او اولین مدرسه را خود شروع کرد، اما مدارس بعدی با روش فجیتا فرانچایز خواهند شد.

1.A cashbook entry processes all other subsequent work automatically to prepare various reports.

1. یک ورودی دفترچه حساب، به طور خودکار تمام کارهای بعدی دیگر را برای تهیه گزارش های مختلف پردازش می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید