lessens

[ایالات متحده]/ˈlɛsənz/
[بریتانیا]/ˈlɛsənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کم کردن یا کمتر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

lessens pain

کاهش درد

lessens stress

کاهش استرس

lessens fear

کاهش ترس

lessens impact

کاهش تاثیر

lessens risk

کاهش خطر

lessens tension

کاهش تنش

lessens anxiety

کاهش اضطراب

lessens noise

کاهش صدا

lessens burden

کاهش بار

lessens conflict

کاهش درگیری

جملات نمونه

the new policy lessens the burden on small businesses.

سیاست جدید بار را بر دوش کسب و کارهای کوچک کاهش می‌دهد.

regular exercise lessens the risk of chronic diseases.

ورزش منظم خطر ابتلا به بیماری‌های مزمن را کاهش می‌دهد.

she believes that meditation lessens stress and anxiety.

او معتقد است که مدیتیشن استرس و اضطراب را کاهش می‌دهد.

the new technology lessens the time needed for production.

فناوری جدید زمان مورد نیاز برای تولید را کاهش می‌دهد.

using energy-efficient appliances lessens electricity consumption.

استفاده از لوازم خانگی با راندمان انرژی مصرف برق را کاهش می‌دهد.

his kind words lessened her fears about the future.

کلمات مهربانانه او ترس‌های او را در مورد آینده کاهش داد.

the medication lessens the symptoms of the illness.

دارو علائم بیماری را کاهش می‌دهد.

proper planning lessens the chances of project failure.

برنامه‌ریزی مناسب شانس شکست پروژه را کاهش می‌دهد.

education lessens inequalities in society.

آموزش نابرابری‌ها در جامعه را کاهش می‌دهد.

listening to music lessens her feelings of loneliness.

گوش دادن به موسیقی احساس تنهایی او را کاهش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید