subsumes

[ایالات متحده]/səbˈsjuːmz/
[بریتانیا]/səbˈsuːmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شامل کردن یا جذب کردن چیزی به یک دسته بزرگتر

عبارات و ترکیب‌ها

subsumes all

شامل همه

subsumes under

شامل زیر

subsumes aspects

شامل جنبه‌ها

subsumes categories

شامل دسته‌بندی‌ها

subsumes concepts

شامل مفاهیم

subsumes ideas

شامل ایده‌ها

subsumes elements

شامل عناصر

subsumes factors

شامل عوامل

subsumes variables

شامل متغیرها

subsumes principles

شامل اصول

جملات نمونه

the concept of justice subsumes various theories of ethics.

مفهوم عدالت، نظریه‌های اخلاقی مختلف را در بر می‌گیرد.

his responsibilities subsume both management and operational tasks.

مسئولیت‌های او شامل هم مدیریت و هم وظایف عملیاتی می‌شود.

the new policy subsumes all previous regulations.

سیاست جدید، کلیه مقررات قبلی را در بر می‌گیرد.

the theory subsumes several important principles.

این نظریه اصول مهم متعددی را در بر می‌گیرد.

her role in the project subsumes many different functions.

نقش او در پروژه شامل بسیاری از عملکردهای مختلف است.

the curriculum subsumes a wide range of subjects.

برنامه درسی، طیف گسترده‌ای از موضوعات را در بر می‌گیرد.

the definition subsumes various interpretations of the term.

تعریف، تفسیرهای مختلف از این اصطلاح را در بر می‌گیرد.

the framework subsumes the entire research methodology.

چارچوب، کل روش‌شناسی تحقیق را در بر می‌گیرد.

the analysis subsumes both qualitative and quantitative data.

تجزیه و تحلیل، هم داده‌های کیفی و هم کمی را در بر می‌گیرد.

the legislation subsumes all relevant legal precedents.

قانونگذاری، کلیه سوابق قانونی مرتبط را در بر می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید