subtopias

[ایالات متحده]/sʌbˈtoʊpiə/
[بریتانیا]/sʌbˈtoʊpiə/

ترجمه

n. روند یکنواختی بین مناطق شهری و روستایی؛ مناطق روستایی به مناطق صنعتی تبدیل شدند

عبارات و ترکیب‌ها

subtopia living

سب توپیا زندگی

subtopia design

طراحی سب توپیا

subtopia concept

مفهوم سب توپیا

subtopia community

جامعه سب توپیا

subtopia culture

فرهنگ سب توپیا

subtopia lifestyle

سبک زندگی سب توپیا

subtopia space

فضای سب توپیا

subtopia project

پروژه سب توپیا

subtopia vision

چشم انداز سب توپیا

subtopia experience

تجربه سب توپیا

جملات نمونه

subtopia is a term used to describe suburban areas.

سابتوپیا اصطلاحی است که برای توصیف مناطق حومه شهری استفاده می‌شود.

many people prefer living in subtopia for its peaceful environment.

بسیاری از مردم به دلیل محیط آرامش‌بخش آن ترجیح می‌دهند در سابتوپیا زندگی کنند.

subtopia often lacks cultural diversity.

سابتوپیا اغلب فاقد تنوع فرهنگی است.

in subtopia, you can find large houses with gardens.

در سابتوپیا، می‌توانید خانه‌های بزرگ با باغ پیدا کنید.

subtopia can lead to a sense of isolation.

سابتوپیا می‌تواند منجر به احساس انزوا شود.

many urban planners are concerned about the growth of subtopia.

بسیاری از برنامه‌ریزی‌های شهری نگران رشد سابتوپیا هستند.

subtopia is often characterized by car dependency.

سابتوپیا اغلب با وابستگی به خودرو مشخص می‌شود.

living in subtopia can provide a quieter lifestyle.

زندگی در سابتوپیا می‌تواند یک سبک زندگی آرام‌تر را فراهم کند.

critics argue that subtopia lacks vibrancy.

منتقدان استدلال می‌کنند که سابتوپیا فاقد پویایی است.

subtopia may offer good schools for families.

سابتوپیا ممکن است مدارس خوبی برای خانواده‌ها ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید