subzero

[ایالات متحده]/sʌbˈzɪərəʊ/
[بریتانیا]/sʌbˈziːroʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دمای زیر صفر؛ بسیار سرد

عبارات و ترکیب‌ها

subzero temperatures

دمای زیر صفر

subzero conditions

شرایط زیر صفر

subzero climate

آب و هوای زیر صفر

subzero winter

زمستان زیر صفر

subzero weather

هوا زیر صفر

subzero ice

یخ زیر صفر

subzero freeze

یخ‌زدگی زیر صفر

subzero chill

سرمای زیر صفر

subzero zone

منطقه زیر صفر

subzero limits

محدودیت‌های زیر صفر

جملات نمونه

the temperature dropped to subzero levels last night.

دیشب دما به زیر صفر رسید.

he wore a subzero jacket to stay warm.

او برای گرم ماندن یک ژاکت زیر صفر پوشید.

subzero conditions can be dangerous for hikers.

شرایط زیر صفر می تواند برای کوهنوردان خطرناک باشد.

they reported subzero wind chills in the area.

آنها گزارش کردند که سرمای زیر صفر در این منطقه وجود دارد.

subzero temperatures can freeze pipes quickly.

دمای زیر صفر می تواند لوله ها را به سرعت منجمد کند.

she enjoys skiing in subzero weather.

او از اسکی در هوای زیر صفر لذت می برد.

the lake froze over during the subzero winter.

در طول زمستان زیر صفر، دریاچه یخ زد.

we need to prepare for subzero temperatures this weekend.

ما باید برای دمای زیر صفر این آخر هفته آماده شویم.

animals adapt to survive in subzero climates.

حیوانات برای زنده ماندن در آب و هوای زیر صفر سازگار می شوند.

subzero weather requires special precautions.

هواشناسی زیر صفر نیاز به اقدامات احتیاطی ویژه ای دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید