succus

[ایالات متحده]/'sʌkəs/
[بریتانیا]/'sʌkəs/

ترجمه

n. مایع یا آبمیوه، به ویژه مایعات بدن
Word Forms
جمعsuccuss

عبارات و ترکیب‌ها

gastric succus

آب گوارش

intestinal succus

آب روده

salivary succus

آب بزاق

succus entericus

آب ورودی

pancreatic succus

آب لوزالمعده

bile succus

آب صفرا

succus gastricus

آب گوارشی

succus bilis

آب صفراوی

succus pancreaticus

آب لوزالمعده‌ای

succus salivarius

آب بزاقی

جملات نمونه

succus is often extracted from fruits for culinary purposes.

شربت اغلب از میوه ها برای اهداف آشپزی استخراج می شود.

the succus of the plant contains many beneficial nutrients.

شربت گیاه حاوی بسیاری از مواد مغذی مفید است.

in herbal medicine, succus is used to enhance healing.

در طب گیاهی، از شربت برای تقویت روند بهبودی استفاده می شود.

fresh succus can add flavor to various dishes.

شربت تازه می تواند طعم را به غذاهای مختلف اضافه کند.

many recipes call for the succus of citrus fruits.

دستور العمل های زیادی به شربت میوه های مرکبات نیاز دارند.

succus can be a key ingredient in smoothies.

شربت می تواند یک ماده اصلی در اسموتی ها باشد.

extracting succus requires careful handling of the fruit.

استخراج شربت نیاز به رسیدگی دقیق به میوه دارد.

succus is often used in cocktails for a refreshing taste.

شربت اغلب در کوکتل ها برای طعم دلپذیر استفاده می شود.

some people prefer to drink succus instead of soda.

برخی افراد ترجیح می دهند به جای نوشابه، شربت بنوشند.

succus can also be used in marinades for meats.

شربت را می توان در طعم دهنده ها برای گوشت نیز استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید