| جمع | sudorifics |
sudorific effect
اثر تعریقآور
sudorific herbs
گیاهان تعریقآور
sudorific properties
خواص تعریقآور
sudorific remedy
درمان تعریقآور
sudorific drink
نوشیدنی تعریقآور
sudorific treatment
درمان تعریقآور
sudorific response
پاسخ تعریقآور
sudorific agent
عامل تعریقآور
sudorific effectivity
اثربخشی تعریقآور
sudorific action
عملکرد تعریقآور
hot weather can be quite sudorific.
هوای گرم میتواند به طور قابل توجهی باعث تعریق شود.
some exercises are more sudorific than others.
برخی از تمرینات بیشتر از سایرین باعث تعریق میشوند.
wearing heavy clothing can make you feel sudorific.
پوشیدن لباسهای سنگین میتواند باعث شود احساس کنید که تعریق میکنید.
the sauna is known for its sudorific effects.
سونا به خاطر اثرات تعرقآور آن شناخته شده است.
spicy foods can have a sudorific impact on your body.
غذاهای تند میتوانند تأثیر تعرقآوری بر بدن شما داشته باشند.
after the workout, i felt quite sudorific.
بعد از تمرین، احساس میکردم که به طور قابل توجهی تعرق میکنم.
drinking hot tea can be sudorific in summer.
نوشیدن چای داغ میتواند در تابستان باعث تعریق شود.
his sudorific condition was alarming during the hike.
وضعیت تعرقآور او در طول پیادهروی نگرانکننده بود.
sudorific activities are essential for detoxification.
فعالیتهای تعرقآور برای سم زدایی ضروری هستند.
the humid climate makes everything feel sudorific.
آب و هوای مرطوم باعث میشود همه چیز احساس تعرقآوری کند.
sudorific effect
اثر تعریقآور
sudorific herbs
گیاهان تعریقآور
sudorific properties
خواص تعریقآور
sudorific remedy
درمان تعریقآور
sudorific drink
نوشیدنی تعریقآور
sudorific treatment
درمان تعریقآور
sudorific response
پاسخ تعریقآور
sudorific agent
عامل تعریقآور
sudorific effectivity
اثربخشی تعریقآور
sudorific action
عملکرد تعریقآور
hot weather can be quite sudorific.
هوای گرم میتواند به طور قابل توجهی باعث تعریق شود.
some exercises are more sudorific than others.
برخی از تمرینات بیشتر از سایرین باعث تعریق میشوند.
wearing heavy clothing can make you feel sudorific.
پوشیدن لباسهای سنگین میتواند باعث شود احساس کنید که تعریق میکنید.
the sauna is known for its sudorific effects.
سونا به خاطر اثرات تعرقآور آن شناخته شده است.
spicy foods can have a sudorific impact on your body.
غذاهای تند میتوانند تأثیر تعرقآوری بر بدن شما داشته باشند.
after the workout, i felt quite sudorific.
بعد از تمرین، احساس میکردم که به طور قابل توجهی تعرق میکنم.
drinking hot tea can be sudorific in summer.
نوشیدن چای داغ میتواند در تابستان باعث تعریق شود.
his sudorific condition was alarming during the hike.
وضعیت تعرقآور او در طول پیادهروی نگرانکننده بود.
sudorific activities are essential for detoxification.
فعالیتهای تعرقآور برای سم زدایی ضروری هستند.
the humid climate makes everything feel sudorific.
آب و هوای مرطوم باعث میشود همه چیز احساس تعرقآوری کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید