sudss

[ایالات متحده]/sʌdz/
[بریتانیا]/sʌdz/

ترجمه

vi. آب صابونی; تهیه آب صابونی غلیظ
phrase در کف
abbr. سندرم مرگ ناگهانی غیرقابل توضیح
n. آب صابونی; حباب های صابون; باقیمانده; آبجو (زبان عامیانه); قهوه (زبان عامیانه فست فود); پول (نادر)
vt. شستن در آب صابونی

عبارات و ترکیب‌ها

sudss effect

اثر سودس

sudss response

پاسخ سودس

sudss change

تغییر سودس

sudss noise

نویز سودس

sudss wave

امواج سودس

sudss burst

آشفتگی سودس

sudss drop

افت سودس

sudss rise

افزایش سودس

sudss impact

تاثیر سودس

sudss shift

جابجایی سودس

جملات نمونه

the sudss from the soap made it hard to see through the glass.

حضور صابون در کف باعث می‌شد نتوان از میان شیشه دید.

he used sudss to clean his car after the trip.

او از کف برای تمیز کردن ماشینش بعد از سفر استفاده کرد.

the children enjoyed playing with sudss in the bathtub.

کودکان از بازی کردن با کف در وان حمام لذت بردند.

she added more sudss to the washing machine for better cleaning.

او برای تمیز کردن بهتر، کف بیشتری به ماشین لباسشویی اضافه کرد.

sudss can sometimes be slippery on the floor.

کف گاهی اوقات می‌تواند روی زمین لغزنده باشد.

he laughed as the sudss overflowed from the sink.

او در حالی که کف از سینک سرریز می‌شد، خندید.

the sudss created a fun atmosphere during the party.

کف فضایی سرگرم‌کننده در طول مهمانی ایجاد کرد.

they used sudss to make the car wash more enjoyable.

آنها از کف برای سرگرم‌کننده‌تر کردن کارواش استفاده کردند.

she carefully rinsed off the sudss from her hands.

او با دقت کف را از دست‌هایش شست.

we watched the sudss disappear as the water drained.

ما تماشا کردیم که کف با تخلیه آب ناپدید می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید