suggs

[ایالات متحده]/sʌɡ/
[بریتانیا]/sʌɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

verb به این معنی که توسط امواج پرتاب شود زمانی که یک کشتی به گل نشسته است

عبارات و ترکیب‌ها

suggest an idea

ارائه یک ایده

suggest a solution

ارائه یک راه حل

suggest improvements

ارائه بهبودها

suggest changes

ارائه تغییرات

suggest a plan

ارائه یک برنامه

suggest alternatives

ارائه جایگزین‌ها

suggest options

ارائه گزینه‌ها

suggest a method

ارائه یک روش

suggest topics

ارائه موضوعات

suggest guidelines

ارائه دستورالعمل‌ها

جملات نمونه

she suggested going to the new restaurant.

او پیشنهاد رفتن به رستوران جدید را داد.

can you suggest a good book to read?

آیا می توانید یک کتاب خوب برای خواندن پیشنهاد کنید؟

he suggested that we start the project next week.

او پیشنهاد داد که پروژه را هفته آینده شروع کنیم.

the teacher suggested reviewing the material before the test.

معلم پیشنهاد کرد که مطالب را قبل از امتحان مرور کنیم.

she suggested a different approach to solve the problem.

او یک رویکرد متفاوت برای حل مشکل پیشنهاد داد.

can you suggest a place for our vacation?

آیا می توانید یک مکان برای تعطیلات ما پیشنهاد کنید؟

he suggested that we should consider other options.

او پیشنهاد داد که باید گزینه های دیگر را در نظر بگیریم.

the coach suggested practicing daily to improve skills.

مربی پیشنهاد کرد که برای بهبود مهارت ها به طور روزانه تمرین کنیم.

she suggested organizing a meeting to discuss the issues.

او پیشنهاد داد که یک جلسه برای بحث در مورد مسائل برگزار کنیم.

they suggested collaborating on the new project.

آنها پیشنهاد همکاری در پروژه جدید را دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید