sumach

[ایالات متحده]/ˈsuːmæk/
[بریتانیا]/ˈsuːmæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی درختچه یا درخت کوچک که خوشه‌های توت‌های قرمز تولید می‌کند؛ برگ‌های سماق برای دباغی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعsumaches

عبارات و ترکیب‌ها

sumach spice

ادویه سرخاچ

sumach salad

سالاد سرخاچ

sumach dressing

سس سرخاچ

sumach powder

پودر سرخاچ

sumach flavor

طعم سرخاچ

sumach tea

چای سرخاچ

sumach dip

دیپ سرخاچ

sumach herb

گیاه سرخاچ

sumach marinade

مریناد سرخاچ

sumach seasoning

طعم‌دهنده سرخاچ

جملات نمونه

sumach is often used as a spice in middle eastern cuisine.

شوماس اغلب به عنوان چاشنی در آشپزی خاورمیانه استفاده می‌شود.

in herbal medicine, sumach is known for its anti-inflammatory properties.

در طب سنتی، شوماس به دلیل خواص ضد التهابی آن شناخته شده است.

sumach leaves can be used to make a refreshing tea.

می‌توان از برگ‌های شوماس برای تهیه یک چای طعم‌دار و خنک‌کننده استفاده کرد.

the tangy flavor of sumach enhances salads beautifully.

طعم ترش و منحصر به فرد شوماس، سالادها را به زیبایی افزایش می‌دهد.

sumach is a key ingredient in za'atar spice blend.

شوماس یک ماده اصلی در مخلوط ادویه زعاتار است.

some people use sumach as a natural remedy for sore throats.

برخی افراد از شوماس به عنوان یک درمان طبیعی برای گلو درد استفاده می‌کنند.

sumach can be found in many mediterranean dishes.

شوماس را می‌توان در بسیاری از غذاهای مدیترانه ای یافت.

when dried, sumach berries can be ground into a powder.

هنگامی که خشک می‌شوند، می‌توان توت‌های شوماس را به پودر تبدیل کرد.

sumach is often mistaken for poison sumac, which is toxic.

شوماس اغلب با شوماس سمی اشتباه گرفته می‌شود که سمی است.

adding sumach to your dishes can provide a unique flavor.

افزودن شوماس به غذاهای شما می‌تواند طعم منحصر به فردی به آنها ببخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید