sumer

[ایالات متحده]/ˈsuːmə/
[بریتانیا]/ˈsuːmər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه باستانی در جنوب میان‌رودان؛ تمدنی که در این منطقه به وجود آمد

عبارات و ترکیب‌ها

ancient sumer

سومر باستانی

sumer civilization

تمدن سومر

sumerian culture

فرهنگ سومری

sumerian writing

نوشتار سومری

sumerian city

شهر سومری

sumerian mythology

اساطیر سومری

early sumer

سومر اولیه

sumerian king

شاه سومری

sumerian tablet

قرص سومری

modern sumer

سومر مدرن

جملات نمونه

the sumer festival celebrates the harvest.

جشنواره تابستان برداشت محصول را جشن می‌گیرد.

during the sumer months, the days are longer.

در طول ماه‌های تابستان، روزها طولانی‌تر هستند.

many people travel during the sumer break.

بسیاری از مردم در تعطیلات تابستان سفر می‌کنند.

we enjoy outdoor activities in the sumer.

ما از فعالیت‌های فضای باز در تابستان لذت می‌بریم.

the sumer heat can be intense.

گرمای تابستان می‌تواند شدید باشد.

children love playing in the sumer sun.

بچه‌ها عاشق بازی کردن در آفتاب تابستان هستند.

many fruits are ripe in the sumer.

بسیاری از میوه‌ها در تابستان رسیده هستند.

people often have barbecues in the sumer.

مردم اغلب در تابستان باربیکیو برگزار می‌کنند.

traveling to the beach is popular in the sumer.

سفر به ساحل در تابستان محبوب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید