summarisations

[ایالات متحده]/ˌsʌməraɪˈzeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌsʌməraɪˈzeɪʃənz/

ترجمه

n. عمل خلاصه‌سازی یا نتیجه این فرآیند

عبارات و ترکیب‌ها

quick summarisations

خلاصه‌سازی‌های سریع

detailed summarisations

خلاصه‌سازی‌های دقیق

accurate summarisations

خلاصه‌سازی‌های دقیق

comprehensive summarisations

خلاصه‌سازی‌های جامع

brief summarisations

خلاصه‌سازی‌های مختصر

visual summarisations

خلاصه‌سازی‌های بصری

written summarisations

خلاصه‌سازی‌های کتبی

effective summarisations

خلاصه‌سازی‌های مؤثر

monthly summarisations

خلاصه‌سازی‌های ماهانه

weekly summarisations

خلاصه‌سازی‌های هفتگی

جملات نمونه

the report includes several summarisations of the data.

گزارش شامل چندین خلاصه از داده‌ها است.

summarisations can help clarify complex information.

خلاصه‌ها می‌توانند به روشن شدن اطلاعات پیچیده کمک کنند.

she provided summarisations of each chapter in her presentation.

او خلاصه‌های هر فصل را در ارائه خود ارائه کرد.

summarisations are essential for effective communication.

خلاصه‌ها برای برقراری ارتباط موثر ضروری هستند.

we need concise summarisations for the meeting.

ما به خلاصه‌های مختصر برای جلسه نیاز داریم.

his summarisation of the article was very insightful.

خلاصه‌اش از مقاله بسیار روشنگر بود.

summarisations should be objective and clear.

خلاصه‌ها باید بی‌طرفانه و واضح باشند.

she excels at creating summarisations from lengthy texts.

او در ایجاد خلاصه‌هایی از متون طولانی مهارت دارد.

summarisations can save time when reviewing materials.

خلاصه‌ها می‌توانند در هنگام بررسی مطالب در زمان صرفه‌جویی کنند.

we require summarisations of the findings for the report.

ما به خلاصه‌ای از یافته‌ها برای گزارش نیاز داریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید