summate

[ایالات متحده]/ˈsʌmeɪt/
[بریتانیا]/ˈsʌmeɪt/

ترجمه

vt. مجموع را محاسبه کردن \nvi. جمع کردن \nv. مجموع را پیدا کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریsummating
قسمت سوم فعلsummated
زمان گذشتهsummated
شکل سوم شخص مفردsummates
جمعsummates

عبارات و ترکیب‌ها

summate values

جمع مقادیر

summate results

نتایج جمعی

summate data

داده‌های جمعی

summate figures

اعداد جمعی

summate totals

مجموع کل‌ها

summate expenses

هزینه‌های جمعی

summate scores

نمرات جمعی

summate costs

هزینه‌های جمعی

summate metrics

معیارهای جمعی

summate outcomes

نتایج جمعی

جملات نمونه

we need to summate the results of the survey.

ما باید نتایج نظرسنجی را جمع کنیم.

can you summate the key points from the meeting?

آیا می توانید نکات کلیدی را از جلسه جمع آوری کنید؟

it's important to summate all the data before making a decision.

قبل از تصمیم گیری مهم است که تمام داده ها را جمع کنیم.

the report will summate our findings over the past year.

گزارش یافته های ما را در طول سال گذشته جمع آوری می کند.

let's summate the expenses to see if we stayed within budget.

بیایید هزینه ها را جمع کنیم تا ببینیم آیا در محدوده بودجه باقی مانده ایم.

can you help me summate the total sales for this quarter?

آیا می توانید به من کمک کنید تا فروش کل این فصل را جمع آوری کنم؟

we will summate the feedback from customers to improve our service.

ما بازخورد مشتریان را جمع خواهیم کرد تا خدمات خود را بهبود بخشیم.

it is necessary to summate the findings of each team.

جمع آوری یافته های هر تیم ضروری است.

the teacher asked us to summate the chapters we studied.

معلم از ما خواست تا فصل هایی که مطالعه کردیم را جمع کنیم.

before the presentation, we should summate our main arguments.

قبل از ارائه، باید استدلال های اصلی خود را جمع کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید