summations

[ایالات متحده]/ˌsʌməˈteɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌsʌməˈteɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نتیجه جمع کردن چیزها; خلاصه یا نتیجه‌گیری

عبارات و ترکیب‌ها

final summations

خلاصه‌های نهایی

statistical summations

خلاصه‌های آماری

cumulative summations

خلاصه‌های تجمعی

numerical summations

خلاصه‌های عددی

aggregate summations

خلاصه‌های تجمیعی

daily summations

خلاصه‌های روزانه

monthly summations

خلاصه‌های ماهانه

weekly summations

خلاصه‌های هفتگی

quick summations

خلاصه‌های سریع

preliminary summations

خلاصه‌های مقدماتی

جملات نمونه

we need to calculate the summations for each category.

ما باید حاصل جمع‌ها را برای هر دسته محاسبه کنیم.

the summations of the data were presented in the report.

حاصل جمع داده‌ها در گزارش ارائه شد.

summations are essential for understanding the overall trends.

حاصل جمع‌ها برای درک روند کلی ضروری هستند.

she was responsible for the summations in the financial analysis.

او مسئولیت محاسبه حاصل جمع‌ها در تحلیل مالی را بر عهده داشت.

we discussed the summations during the meeting yesterday.

ما در مورد حاصل جمع‌ها در جلسه دیروز صحبت کردیم.

the teacher asked for the summations of the homework assignments.

معلم از جمع تکالیف خواسته شد.

his research included various summations of statistical data.

تحقیقات او شامل جمع‌آوری داده‌های آماری مختلف بود.

summations can help identify patterns in the data.

حاصل جمع‌ها می‌توانند به شناسایی الگوها در داده‌ها کمک کنند.

we will provide detailed summations at the end of the project.

ما در پایان پروژه، جمع‌بندی‌های مفصلی ارائه خواهیم داد.

the summations from the survey were quite revealing.

حاصل جمع‌ها از نظرسنجی بسیار روشنگر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید