summertimes

[ایالات متحده]/'sʌmətaɪm/
[بریتانیا]/'sʌmɚtaɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گرم‌ترین فصل سال، که معمولاً به تابستان اشاره دارد.

جملات نمونه

Even in the summertime we might be struck by blizzards.

حتی در تابستان ممکن است مورد اصابت کولاک قرار بگیریم.

in summertime trains run every ten minutes.

در تابستان قطارها هر ده دقیقه یکبار حرکت می‌کنند.

I love going to the beach in summertime

من عاشق رفتن به ساحل در تابستان هستم.

Barbecues are a popular activity in summertime

باربکیوها یک فعالیت محبوب در تابستان هستند.

Many people enjoy swimming in summertime

بسیاری از مردم از شنا کردن در تابستان لذت می‌برند.

Ice cream sales always increase in summertime

فروش بستنی همیشه در تابستان افزایش می‌یابد.

Picnics in the park are a great way to spend summertime

برگزاری پیک‌نیک در پارک یک راه عالی برای گذراندن تابستان است.

The days are longer in summertime

روزها در تابستان طولانی‌تر هستند.

Gardens are in full bloom during summertime

باغ‌ها در تابستان شکوفه کامل هستند.

Outdoor concerts are common in summertime

اجراهای موسیقی در فضای باز در تابستان رایج است.

Fruit is abundant and delicious in summertime

میوه در تابستان فراوان و خوشمزه است.

People often go on vacation in summertime

مردم اغلب در تابستان به تعطیلات می‌روند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید