| جمع | summiteers |
experienced summiteer
صعود کننده با تجربه
aspiring summiteer
صعود کننده مشتاق
seasoned summiteer
صعود کننده با تجربه
elite summiteer
صعود کننده نخبه
famous summiteer
صعود کننده مشهور
novice summiteer
صعود کننده مبتدی
dedicated summiteer
صعود کننده متعهد
successful summiteer
صعود کننده موفق
notable summiteer
صعود کننده قابل توجه
passionate summiteer
صعود کننده پرشور
the experienced summiteer shared tips for climbing safely.
صعودکار با تجربه نکات ایمنی صعود را به اشتراک گذاشت.
as a summiteer, he faced many challenges on the mountain.
همانطور که یک صعودکار بود، او با چالش های زیادی در کوهستان روبرو شد.
every summiteer knows the importance of proper gear.
هر صعودکاری از اهمیت تجهیزات مناسب آگاه است.
the summiteer's journey inspired many aspiring climbers.
سفر صعودکار الهام بخش بسیاری از صعودکنندگان مشتاق بود.
she became a renowned summiteer after conquering everest.
او پس از فتح اورست به یک صعودکار مشهور تبدیل شد.
training is essential for any serious summiteer.
آموزش برای هر صعودکار جدی ضروری است.
the summiteer's team worked together to reach the peak.
تیم صعودکار برای رسیدن به قله با هم همکاری کردند.
each summiteer must respect the mountain's power.
هر صعودکاری باید به قدرت کوهستان احترام بگذارد.
he documented his experiences as a summiteer in a book.
او تجربیات خود را به عنوان یک صعودکار در یک کتاب مستند کرد.
being a summiteer requires both physical and mental strength.
صعودکار بودن به هر دو قدرت بدنی و ذهنی نیاز دارد.
experienced summiteer
صعود کننده با تجربه
aspiring summiteer
صعود کننده مشتاق
seasoned summiteer
صعود کننده با تجربه
elite summiteer
صعود کننده نخبه
famous summiteer
صعود کننده مشهور
novice summiteer
صعود کننده مبتدی
dedicated summiteer
صعود کننده متعهد
successful summiteer
صعود کننده موفق
notable summiteer
صعود کننده قابل توجه
passionate summiteer
صعود کننده پرشور
the experienced summiteer shared tips for climbing safely.
صعودکار با تجربه نکات ایمنی صعود را به اشتراک گذاشت.
as a summiteer, he faced many challenges on the mountain.
همانطور که یک صعودکار بود، او با چالش های زیادی در کوهستان روبرو شد.
every summiteer knows the importance of proper gear.
هر صعودکاری از اهمیت تجهیزات مناسب آگاه است.
the summiteer's journey inspired many aspiring climbers.
سفر صعودکار الهام بخش بسیاری از صعودکنندگان مشتاق بود.
she became a renowned summiteer after conquering everest.
او پس از فتح اورست به یک صعودکار مشهور تبدیل شد.
training is essential for any serious summiteer.
آموزش برای هر صعودکار جدی ضروری است.
the summiteer's team worked together to reach the peak.
تیم صعودکار برای رسیدن به قله با هم همکاری کردند.
each summiteer must respect the mountain's power.
هر صعودکاری باید به قدرت کوهستان احترام بگذارد.
he documented his experiences as a summiteer in a book.
او تجربیات خود را به عنوان یک صعودکار در یک کتاب مستند کرد.
being a summiteer requires both physical and mental strength.
صعودکار بودن به هر دو قدرت بدنی و ذهنی نیاز دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید