basking

[ایالات متحده]/bɑːskɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbæs.kɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دراز کشیدن یا خود را در معرض نور خورشید قرار دادن برای گرما و لذت؛ از چیزی به شدت لذت بردن؛ به خاطر دستاوردهای دیگران مشهور شدن؛ از موفقیت شخص یا چیزی دیگر بهره‌مند شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

basking in success

در حال لذت بردن از موفقیت

basking in praise

در حال لذت بردن از تحسین

basking in nostalgia

در حال لذت بردن از نوستالژی

basking on vacation

در حال لذت بردن در تعطیلات

جملات نمونه

the cat was basking in the warm sunlight.

گربه در نور خورشید گرم می‌خوابید.

he spent the afternoon basking on the beach.

او بعد از ظهر در ساحل آفتاب می‌گرفت.

the children were basking in the joy of the holiday.

کودکان در شادی تعطیلات غوطه ور بودند.

she loves basking in the attention from her fans.

او عاشق آفتاب گرفتن در توجه طرفدارانش است.

after the exam, he enjoyed basking in his success.

پس از امتحان، او از آفتاب گرفتن در موفقیت خود لذت برد.

the dog was happily basking in the garden.

سگ با خوشحالی در باغ آفتاب می‌گرفت.

they spent the day basking in each other's company.

آنها روز را در کنار هم آفتاب گرفتند.

she was basking in the glow of her recent achievements.

او در حال آفتاب گرفتن در درخشش دستاوردهای اخیرش بود.

the tourists were basking in the beauty of the landscape.

گردشگران در زیبایی منظره آفتاب می‌گرفتند.

he enjoys basking in the warmth of the fireplace.

او از آفتاب گرفتن در گرما آتش‌نشانی لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید