sunburning sensation
احساس آفتاب سوختگی
sunburning skin
پوست آفتاب سوخته
sunburning rays
اشعههای آفتابسوختگی
sunburning days
روزهای آفتاب سوختگی
sunburning treatment
درمان آفتاب سوختگی
sunburning lotion
کرم ضد آفتاب سوختگی
sunburning relief
تسکین آفتاب سوختگی
sunburning weather
آب و هوای آفتاب سوختگی
sunburning prevention
جلوگیری از آفتاب سوختگی
sunburning advice
مشاوره در مورد آفتاب سوختگی
she got sunburning while lying on the beach.
او در حالی که روی ساحل آفتاب گرفته بود، دچار آفتاب سوختگی شد.
apply sunscreen to prevent sunburning.
برای جلوگیری از آفتاب سوختگی، از کرم ضد آفتاب استفاده کنید.
after a day of hiking, he was sunburning badly.
بعد از یک روز پیادهروی، او به شدت دچار آفتاب سوختگی شد.
sunburning can be painful and uncomfortable.
آفتاب سوختگی میتواند دردناک و ناراحتکننده باشد.
she wore a hat to avoid sunburning her face.
او برای جلوگیری از آفتاب سوختگی صورتش، کلاهی پوشید.
he learned the hard way about the risks of sunburning.
او به سختی متوجه شد که آفتاب سوختگی چه خطراتی دارد.
sunburning can lead to serious skin damage.
آفتاب سوختگی میتواند منجر به آسیب جدی به پوست شود.
she used aloe vera to soothe her sunburning skin.
او از آلوئه ورا برای تسکین پوست آفتاب سوختهاش استفاده کرد.
wearing protective clothing helps prevent sunburning.
پوشیدن لباسهای محافظتی به جلوگیری از آفتاب سوختگی کمک میکند.
he regretted not using sunscreen after experiencing sunburning.
او پس از تجربه آفتاب سوختگی، پشیمان بود که از کرم ضد آفتاب استفاده نکرده است.
sunburning sensation
احساس آفتاب سوختگی
sunburning skin
پوست آفتاب سوخته
sunburning rays
اشعههای آفتابسوختگی
sunburning days
روزهای آفتاب سوختگی
sunburning treatment
درمان آفتاب سوختگی
sunburning lotion
کرم ضد آفتاب سوختگی
sunburning relief
تسکین آفتاب سوختگی
sunburning weather
آب و هوای آفتاب سوختگی
sunburning prevention
جلوگیری از آفتاب سوختگی
sunburning advice
مشاوره در مورد آفتاب سوختگی
she got sunburning while lying on the beach.
او در حالی که روی ساحل آفتاب گرفته بود، دچار آفتاب سوختگی شد.
apply sunscreen to prevent sunburning.
برای جلوگیری از آفتاب سوختگی، از کرم ضد آفتاب استفاده کنید.
after a day of hiking, he was sunburning badly.
بعد از یک روز پیادهروی، او به شدت دچار آفتاب سوختگی شد.
sunburning can be painful and uncomfortable.
آفتاب سوختگی میتواند دردناک و ناراحتکننده باشد.
she wore a hat to avoid sunburning her face.
او برای جلوگیری از آفتاب سوختگی صورتش، کلاهی پوشید.
he learned the hard way about the risks of sunburning.
او به سختی متوجه شد که آفتاب سوختگی چه خطراتی دارد.
sunburning can lead to serious skin damage.
آفتاب سوختگی میتواند منجر به آسیب جدی به پوست شود.
she used aloe vera to soothe her sunburning skin.
او از آلوئه ورا برای تسکین پوست آفتاب سوختهاش استفاده کرد.
wearing protective clothing helps prevent sunburning.
پوشیدن لباسهای محافظتی به جلوگیری از آفتاب سوختگی کمک میکند.
he regretted not using sunscreen after experiencing sunburning.
او پس از تجربه آفتاب سوختگی، پشیمان بود که از کرم ضد آفتاب استفاده نکرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید