heatstroke

[ایالات متحده]/ˈhiːtstrəʊk/
[بریتانیا]/ˈhiːtstroʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرایطی که ناشی از قرارگیری طولانی مدت در دماهای بالا است و منجر به گرم شدن بدن می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

heatstroke symptoms

علائم گرمازدگی

heatstroke treatment

درمان گرمازدگی

prevent heatstroke

جلوگیری از گرمازدگی

heatstroke risk

خطر گرمازدگی

heatstroke awareness

آگاهی از گرمازدگی

heatstroke prevention

پیشگیری از گرمازدگی

heatstroke signs

نشانه های گرمازدگی

heatstroke cases

موارد گرمازدگی

heatstroke effects

اثرات گرمازدگی

heatstroke guidelines

دستورالعمل های گرمازدگی

جملات نمونه

heatstroke can be a serious condition if not treated promptly.

گرمازدگی می‌تواند یک وضعیت جدی باشد اگر به سرعت درمان نشود.

to prevent heatstroke, stay hydrated during hot weather.

برای جلوگیری از گرمازدگی، در هوای گرم آب مصرف کنید.

symptoms of heatstroke include confusion and dizziness.

علائم گرمازدگی شامل سردرگونی و سرگیجه است.

children and the elderly are more susceptible to heatstroke.

کودکان و افراد مسن بیشتر در معرض خطر گرمازدگی هستند.

it is important to recognize the signs of heatstroke early.

تشخیص زودهنگام علائم گرمازدگی بسیار مهم است.

outdoor workers should take breaks to avoid heatstroke.

کارگران فضای باز باید برای جلوگیری از گرمازدگی استراحت کنند.

heatstroke can lead to serious health complications if ignored.

اگر نادیده گرفته شود، گرمازدگی می‌تواند منجر به عوارض جدی سلامتی شود.

wearing light clothing can help prevent heatstroke.

پوشیدن لباس‌های سبک می‌تواند به جلوگیری از گرمازدگی کمک کند.

during summer, be aware of the risks of heatstroke.

در طول تابستان، از خطرات گرمازدگی آگاه باشید.

if you suspect heatstroke, seek medical attention immediately.

اگر به گرمازدگی مشکوک هستید، فوراً به دنبال کمک پزشکی باشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید