sunnily

[ایالات متحده]/ˈsʌnɪli/
[بریتانیا]/ˈsʌnɪli/

ترجمه

adv. به صورت شاداب یا خوشحال; در حضور نور خورشید

عبارات و ترکیب‌ها

sunnily bright

درخشان آفتابی

sunnily cheerful

شاد و آفتابی

sunnily warm

گرم و آفتابی

sunnily optimistic

بسیار خوش بینانه

sunnily happy

شاد و آفتابی

sunnily glowing

درخشان و آفتابی

sunnily delightful

دلپذیر و آفتابی

sunnily clear

واضح و آفتابی

sunnily peaceful

آرام و آفتابی

sunnily vibrant

پر جنب و جوش و آفتابی

جملات نمونه

the children played sunnily in the park.

کودکان به طور با نشاط در پارک بازی کردند.

she greeted everyone sunnily at the door.

او با خوشحالی همه را در آستانه درود گفت.

the flowers bloomed sunnily in the garden.

گل ها به طور با نشاط در باغ شکوفا شدند.

he spoke sunnily about his vacation plans.

او با خوشحالی در مورد برنامه های تعطیلاتش صحبت کرد.

the sky was sunnily clear all day.

آسمان در تمام روز به طور واضح و آفتابی بود.

they walked sunnily along the beach.

آنها با خوشحالی در امتداد ساحل قدم زدند.

she smiled sunnily at her friends.

او با خوشحالی به دوستانش لبخند زد.

the picnic went sunnily without any problems.

نمای غذا بدون هیچ مشکلی به طور با نشاط پیش رفت.

he always looks at life sunnily.

او همیشه با خوشحالی به زندگی نگاه می کند.

they celebrated the day sunnily with laughter.

آنها با خنده روز را به طور با نشاط جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید