sunspot

[ایالات متحده]/'sʌnspɒt/
[بریتانیا]/'sʌnspɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کک و مک؛ لکه خورشیدی - منطقه ای بر روی سطح خورشید با دمای پایین تر، مرتبط با چرخه فعالیت خورشید.

جملات نمونه

the periodicity of the sunspot cycle.

تناوب چرخه لکه‌های خورشیدی

Sunspots increase and decrease in intensity in an 11-year cycle.

لکه های خورشیدی در یک چرخه 11 ساله افزایش و کاهش در شدت دارند.

Scientists study sunspots to understand solar activity.

دانشمندان لکه‌های خورشیدی را برای درک فعالیت‌های خورشیدی مطالعه می‌کنند.

Sunspots can affect the Earth's climate.

لکه‌های خورشیدی می‌توانند بر آب و هوای زمین تأثیر بگذارند.

The number of sunspots varies in an 11-year cycle.

تعداد لکه‌های خورشیدی در یک چرخه 11 ساله متفاوت است.

Solar flares often originate from sunspots.

شعارهای خورشیدی اغلب از لکه‌های خورشیدی سرچشمه می‌گیرند.

Astronomers use telescopes to observe sunspots.

ستاره‌شناسان از تلسکوپ‌ها برای مشاهده لکه‌های خورشیدی استفاده می‌کنند.

Sunspots are areas of reduced temperature on the sun's surface.

لکه‌های خورشیدی مناطقی با دمای کمتر در سطح خورشید هستند.

The presence of sunspots can indicate increased solar activity.

حضور لکه‌های خورشیدی می‌تواند نشان‌دهنده افزایش فعالیت‌های خورشیدی باشد.

Sunspots are cooler and darker than the surrounding areas on the sun.

لکه‌های خورشیدی سردتر و تیره‌تر از مناطق اطراف خورشید هستند.

Solar astronomers track the movement of sunspots across the sun's surface.

ستاره‌شناسان خورشیدی حرکت لکه‌های خورشیدی را در سراسر سطح خورشید ردیابی می‌کنند.

Sunspots can cause disruptions in radio communications on Earth.

لکه‌های خورشیدی می‌توانند باعث اختلال در ارتباطات رادیویی در زمین شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید