supergrass witness
شهادتدهنده علفزار
supergrass trial
محاکمه علفزار
supergrass deal
معامله علفزار
supergrass protection
حفاظت علفزار
supergrass informant
اطلاعرسان علفزار
supergrass evidence
گواهی علفزار
supergrass charges
اتهامات علفزار
supergrass network
شبکه علفزار
supergrass case
موارد علفزار
supergrass scandal
رسوای علفزار
he became a supergrass after turning in his former friends.
او پس از لو دادن دوستان سابقش به یک شاهد مخفی (سوپر گراس) تبدیل شد.
the police relied on the supergrass to gather crucial evidence.
پلیس برای جمعآوری شواهد حیاتی به شاهد مخفی (سوپر گراس) تکیه کرد.
being a supergrass can put your life in danger.
بودن یک شاهد مخفی (سوپر گراس) میتواند زندگی شما را در معرض خطر قرار دهد.
the trial relied heavily on the testimony of the supergrass.
محاکمه به شدت به شهادت شاهد مخفی (سوپر گراس) متکی بود.
some people view supergrass as a traitor to their community.
برخی افراد شاهد مخفی (سوپر گراس) را به عنوان خائن به جامعه میبینند.
after becoming a supergrass, he had to change his identity.
پس از تبدیل شدن به یک شاهد مخفی (سوپر گراس)، او مجبور شد هویت خود را تغییر دهد.
the gang was dismantled thanks to the information from the supergrass.
گنگ با کمک اطلاعاتی که از شاهد مخفی (سوپر گراس) به دست آورد، متلاشی شد.
many fear the consequences of being labeled a supergrass.
بسیاری از عواقب برچسب خوردن به عنوان شاهد مخفی (سوپر گراس) میترسند.
the supergrass's revelations shocked the entire city.
افشاگریهای شاهد مخفی (سوپر گراس) کل شهر را شوکه کرد.
he was ostracized after he became a supergrass.
او پس از تبدیل شدن به یک شاهد مخفی (سوپر گراس) طرد شد.
supergrass witness
شهادتدهنده علفزار
supergrass trial
محاکمه علفزار
supergrass deal
معامله علفزار
supergrass protection
حفاظت علفزار
supergrass informant
اطلاعرسان علفزار
supergrass evidence
گواهی علفزار
supergrass charges
اتهامات علفزار
supergrass network
شبکه علفزار
supergrass case
موارد علفزار
supergrass scandal
رسوای علفزار
he became a supergrass after turning in his former friends.
او پس از لو دادن دوستان سابقش به یک شاهد مخفی (سوپر گراس) تبدیل شد.
the police relied on the supergrass to gather crucial evidence.
پلیس برای جمعآوری شواهد حیاتی به شاهد مخفی (سوپر گراس) تکیه کرد.
being a supergrass can put your life in danger.
بودن یک شاهد مخفی (سوپر گراس) میتواند زندگی شما را در معرض خطر قرار دهد.
the trial relied heavily on the testimony of the supergrass.
محاکمه به شدت به شهادت شاهد مخفی (سوپر گراس) متکی بود.
some people view supergrass as a traitor to their community.
برخی افراد شاهد مخفی (سوپر گراس) را به عنوان خائن به جامعه میبینند.
after becoming a supergrass, he had to change his identity.
پس از تبدیل شدن به یک شاهد مخفی (سوپر گراس)، او مجبور شد هویت خود را تغییر دهد.
the gang was dismantled thanks to the information from the supergrass.
گنگ با کمک اطلاعاتی که از شاهد مخفی (سوپر گراس) به دست آورد، متلاشی شد.
many fear the consequences of being labeled a supergrass.
بسیاری از عواقب برچسب خوردن به عنوان شاهد مخفی (سوپر گراس) میترسند.
the supergrass's revelations shocked the entire city.
افشاگریهای شاهد مخفی (سوپر گراس) کل شهر را شوکه کرد.
he was ostracized after he became a supergrass.
او پس از تبدیل شدن به یک شاهد مخفی (سوپر گراس) طرد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید