supersenses

[ایالات متحده]//ˈsuːpərˌsensɪz//
[بریتانیا]//ˈsuːpərˌsensɪz//

ترجمه

n. حس‌های بسیار حاد یا قوی؛ درک حسی افزایش یافته؛ توانایی‌های ادراکی بسیار خاص یا غیرمعمول.

عبارات و ترکیب‌ها

develop supersenses

توسعه حس‌های فراتر

supersenses and instincts

حس‌های فراتر و احساسات

supersenses in action

حس‌های فراتر در حال کار

activate supersenses

فعال کردن حس‌های فراتر

supersenses awakened

حس‌های فراتر بیدار شده

trust supersenses

اعتماد به حس‌های فراتر

their supersenses

حس‌های فراتر آن‌ها

sharpen supersenses

تیز کردن حس‌های فراتر

human supersenses

حس‌های فراتر انسانی

supersenses at work

حس‌های فراتر در حال کار

جملات نمونه

the superhero developed supersenses after the accident.

سوپرهراس پس از حادثه حس‌های فراتر از طبیعی را توسعه داد.

she could hear the faintest sounds with her new supersenses.

او با حس‌های فراتر از طبیعی جدیدش می‌توانست صدای نازل‌تر را شنوا.

his supersenses kicked in whenever danger was near.

حس‌های فراتر از طبیعی او هر زمان که خطر نزدیک می‌شد فعال می‌شد.

the mutant activated her supersenses to detect lies.

این جهش‌یافته حس‌های فراتر از طبیعی خود را فعال کرد تا دروغ‌ها را تشخیص دهد.

they rely on their supersenses to navigate the dark city.

آن‌ها از حس‌های فراتر از طبیعی خود برای حرکت در شهر تاریک استفاده می‌کنند.

the training helped him hone his supersenses to perfection.

تمرین‌ها به او کمک کرد تا حس‌های فراتر از طبیعی خود را به طور کامل تقویت کند.

supersenses emerged when the meteor struck earth.

حس‌های فراتر از طبیعی زمانی ظهور کردند که مeteor زمین را برخورد کرد.

with his supersenses, he could taste emotions in the air.

با حس‌های فراتر از طبیعی‌اش، او می‌توانست احساسات را از هوا بخورد.

the creature's supersenses made it impossible to sneak up on it.

حس‌های فراتر از طبیعی این موجود باعث می‌شد که نزدیک شدن به آن غیرممکن شود.

scientists studied the origins of his incredible supersenses.

دانشمندان منشأ حس‌های فراتر از طبیعی بی‌ precedent او را مطالعه کردند.

her supersenses allowed her to perceive the future.

حس‌های فراتر از طبیعی او به او اجازه می‌داد تا آینده را درک کند.

the villain's supersenses threatened the entire population.

حس‌های فراتر از طبیعی شرور، تمام جمعیت را تهدید می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید