suppertime

[ایالات متحده]/'sʌpətaim/
[بریتانیا]/ˈsʌpɚˌtaɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمان برای وعده غذایی شب.
Word Forms

جملات نمونه

Forrest Gump, it's suppertime! Forrest?

فراست گامپ، وقت شام شده! فراست؟

after skipped lunch the men were empty by suppertime; empty-bellied children.

بعد از ناهار حذف شده، مردان تا زمان شام خالی بودند؛ کودکان گرسنه.

It's suppertime, so let's sit down and eat together.

وقت شام شده، پس بیایید بنشینیم و با هم بخوریم.

I always look forward to suppertime because I love my mom's cooking.

من همیشه منتظر زمان شام هستم، چون عاشق آشپزی مادرم هستم.

What are we having for suppertime tonight?

امشب برای شام چه خواهیم داشت؟

Suppertime is a great opportunity for families to come together and bond.

زمان شام فرصتی عالی برای دورهمی و پیوند خانوادگی است.

I'm starving! Is it suppertime yet?

من گرسنه ام! هنوز وقت شام شده؟

During suppertime, we like to share stories about our day.

در زمان شام، ما دوست داریم داستان های روز خود را با هم به اشتراک بگذاریم.

The kids are always excited for suppertime because they get to have dessert afterwards.

کودکان همیشه برای زمان شام هیجان زده هستند، زیرا بعد از آن می توانند دسر داشته باشند.

Suppertime is a time for relaxation and unwinding after a long day.

زمان شام زمانی برای آرامش و ریلکس کردن بعد از یک روز طولانی است.

I'll start preparing the ingredients for suppertime while you set the table.

من شروع به آماده کردن مواد لازم برای شام خواهم کرد، در حالی که شما میز را آماده می کنید.

Let's make suppertime special by trying out a new recipe tonight.

بیایید با امتحان کردن یک دستور العمل جدید امشب، زمان شام را خاص کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید