suppertimes

[ایالات متحده]/ˈsʌpətaɪmz/
[بریتانیا]/ˈsʌpərtaɪmz/

ترجمه

n. زمان‌هایی که شام خورده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

suppertimes fun

سرگرمی‌های شام

suppertimes gathering

گرد همی شام

suppertimes chatter

گفت و گوهای شام

suppertimes traditions

رسوم شام

suppertimes delight

شادی شام

suppertimes stories

داستان‌های شام

suppertimes recipes

دستورهای شام

suppertimes laughter

خنده های شام

suppertimes family

خانواده در شام

suppertimes memories

خاطرات شام

جملات نمونه

we usually have family gatherings at suppertimes.

ما معمولاً در زمان صرف شام دورهمخانوادگی داریم.

suppertimes are perfect for sharing stories with friends.

زمان صرف شام برای به اشتراک گذاشتن داستان ها با دوستان عالی است.

she loves to cook new recipes during suppertimes.

او عاشق پختن دستور العمل های جدید در زمان صرف شام است.

suppertimes can be quite hectic in our household.

زمان صرف شام می تواند در خانه ما بسیار پرمشغله باشد.

we often discuss our day at suppertimes.

ما اغلب در مورد روز خود در زمان صرف شام صحبت می کنیم.

suppertimes are when we catch up on each other's lives.

زمان صرف شام زمانی است که از احوال زندگی یکدیگر باخبر می شویم.

he prefers to have a light meal at suppertimes.

او ترجیح می دهد در زمان صرف شام یک وعده غذایی سبک میل کند.

during suppertimes, we often enjoy listening to music.

در زمان صرف شام، اغلب از گوش دادن به موسیقی لذت می بریم.

suppertimes are a great opportunity for family bonding.

زمان صرف شام فرصت خوبی برای ایجاد پیوند خانوادگی است.

we try to keep suppertimes screen-free to connect better.

سعی می کنیم زمان صرف شام را بدون صفحه نمایش نگه داریم تا بهتر ارتباط برقرار کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید