supplanted

[ایالات متحده]/səˈplɑːntɪd/
[بریتانیا]/səˈplæntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی یا کسی را جایگزین یا جابجا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

supplanted by

جایگزین توسط

supplanted entirely

کاملاً جایگزین شد

supplanted quickly

به سرعت جایگزین شد

supplanted technology

فناوری جایگزین

supplanted methods

روش‌های جایگزین

supplanted practices

روش‌های اجرایی جایگزین

supplanted models

مدل‌های جایگزین

supplanted ideas

ایده‌های جایگزین

supplanted systems

سیستم‌های جایگزین

supplanted concepts

مفاهیم جایگزین

جملات نمونه

the old technology has been supplanted by newer innovations.

فناوری قدیمی توسط نوآوری‌های جدید جایگزین شده است.

in the digital age, traditional media is being supplanted.

در عصر دیجیتال، رسانه‌های سنتی در حال جایگزین شدن هستند.

his authority was supplanted by a more experienced leader.

قدرت او توسط یک رهبر با تجربه تر جایگزین شد.

many old customs have been supplanted by modern practices.

رسوم قدیمی بسیاری با روش‌های مدرن جایگزین شده‌اند.

the once-popular game was supplanted by new entertainment options.

بازی زمانی محبوب، با گزینه‌های سرگرمی جدید جایگزین شد.

as technology advances, outdated methods are often supplanted.

با پیشرفت فناوری، روش‌های قدیمی معمولاً جایگزین می‌شوند.

the old management style was supplanted by a more collaborative approach.

سبک مدیریت قدیمی با یک رویکرد مشارکتی تر جایگزین شد.

in many cases, traditional jobs are being supplanted by automation.

در بسیاری از موارد، مشاغل سنتی در حال جایگزین شدن با اتوماسیون هستند.

the classic book was supplanted by a new bestseller.

کتاب کلاسیک با یک پرفروش جدید جایگزین شد.

his influence was supplanted by a younger generation.

نفوذ او با نسل جوانتر جایگزین شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید