supposedly

[ایالات متحده]/səˈpəʊzɪdli/
[بریتانیا]/səˈpoʊzɪdli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به عنوان حقیقت یا وجود داشتن، طبق آنچه که به طور کلی باور شده یا فرض می‌شود؛ همانطور که به طور کلی گفته می‌شود

جملات نمونه

That was supposedly the explanation for their misdeeds.

این گفته این بود که توضیح دهنده اعمال نادرست آنها بود.

supposedly universal standards

استانداردهای جهانی فرضی

her supposedly stainless past.

گذشته‌ی او که ظاهراً ضد لکه‌ بود.

the supposedly unsinkable ship hit an iceberg.

کشتی که گفته می‌شد غرق نشود، با یک کوه یخ برخورد کرد.

the speculative nature of the supposedly factual information conveyed through the media

ماهیت سفته‌گونه اطلاعات به ظاهر واقعی که از طریق رسانه منتقل می‌شود

she thought that many supposedly erotic pictures degraded women.

او فکر می‌کرد که بسیاری از تصاویر به ظاهر اروتیک، زنان را تحقیر می‌کردند.

the adverts are aimed at women, supposedly because they do the shopping.

تبلیغات به سمت زنان است، ظاهراً به این دلیل که آن‌ها خرید می‌کنند.

supposedly loyal workers suddenly upped and offed to the new megafirms.

کارگران که ظاهراً وفادار بودند، ناگهان به شرکت های بزرگ جدید پیوستند.

the name of a person for whom something is supposedly named; Constantine I is the eponym for Constantinople.

نام شخصیتی که چیزی به افتخار او نامگذاری شده است؛ قسطنطین اول، نام‌گذاری کننده Константинопол است.

This drama series is supposedly modern yet its characters live in a curiously dated world.

این مجموعه درام ظاهراً مدرن است، اما شخصیت‌های آن در دنیایی عجیب و قدیمی زندگی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید