supremacy

[ایالات متحده]/s(j)uː'preməsɪ/
[بریتانیا]/su'prɛməsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت برتری یا در بالاترین موقعیت بودن؛ قدرت نهایی.

عبارات و ترکیب‌ها

white supremacy

تباهم قوا سفید

جملات نمونه

the supremacy of the king.

برتری شاه

Coal gave the region industrial supremacy.

زغال سنگ باعث برتری صنعتی منطقه شد.

the solution of British supremacy in South Africa.

حل مسئله برتری بریتانیا در آفریقای جنوبی

the fallacy of “white supremacy”

تناقض «برتری سفیدپوستان»

factions fighting for supremacy within the Church

جناح‌هایی که برای کسب قدرت در درون کلیسا می‌جنگند

the battle for supremacy in the world economic markets

نبرد برای برتری در بازارهای اقتصادی جهانی

No one could challenge her supremacy in gymnastics.

هیچ کس نمی توانست برتری او در ژیمناستیک را به چالش بکشد.

the principle of the supremacy of national parliaments needs to be firmly established.

اصل برتری پارلمان‌های ملی باید به طور محکم تثبیت شود.

a period when the British enjoyed supremacy in international trade

دوره ای که بریتانیایی ها از برتری در تجارت بین المللی برخوردار بودند

By the end of the war, the prince had established total supremacy over all his rivals.

تا پایان جنگ، شاهزاده بر همه رقبای خود برتری کامل داشت.

A beneficed Anglican clergyman who refused to take the Oaths of Allegiance and Supremacy to William and Mary and their successors after the Glorious Revolution of1688.

یک کشیش آنگلیستانی که از گرفتن سوگند وفاداری و برتری به ویلیام و مری و جانشینان آنها پس از انقلاب باشرف 1688 امتناع کرد.

نمونه‌های واقعی

To preserve white supremacy, he threatened a civil war.

برای حفظ برتری سفیدپوستان، او جنگ داخلی را تهدید کرد.

منبع: The Economist - Comprehensive

He says dinosaurs began to lose their supremacy in the evolutionary chain.

او می گوید دایناسورها شروع به از دست دادن برتری خود در زنجیره تکاملی کردند.

منبع: BBC Listening Compilation April 2016

I mean, my work centers around addressing systemic racism and global white supremacy.

منظورم این است که کار من بر روی پرداختن به تبعیض نژادی سیستماتیک و برتری سفیدپوستان جهانی متمرکز است.

منبع: Time Magazine's 100 Most Influential People

Winchell House had been named after a 19th century University of Michigan professor, whose published work supported white supremacy.

خانه وینچل به افتخار یک استاد دانشگاه میشیگان در قرن نوزدهم نامگذاری شده بود، که آثار منتشر شده او از برتری سفیدپوستان حمایت می کرد.

منبع: 2019 Celebrity High School Graduation Speech

The ADL provided " key words and phrases" that Bumble could ban to curb white supremacy.

ADL " کلمات و عبارات کلیدی" را ارائه کرد که Bumble می تواند برای مهار برتری سفیدپوستان ممنوع کند.

منبع: Business Weekly

European rulers were forced to choose sides, as both popes vied for spiritual and political supremacy.

حاکمان اروپایی مجبور شدند طرف خود را انتخاب کنند، زیرا هر دو پاپ برای برتری معنوی و سیاسی با هم رقابت می کردند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Namely, a return to white supremacy and institutional slavery.

به طور خاص، بازگشت به برتری سفیدپوستان و برده داری نهادی.

منبع: The story of origin

Countless unique timelines battled each other for supremacy.

خطوط زمانی منحصر به فرد بی شماری برای کسب برتری با یکدیگر مبارزه کردند.

منبع: Connection Magazine

He was using them to showcase his notion of Aryan supremacy.

او از آنها برای نشان دادن مفهوم برتری آریایی خود استفاده می کرد.

منبع: NPR News December 2013 Compilation

He first came up with the term quantum supremacy.

او اولین کسی بود که از اصطلاح برتری کوانتومی استفاده کرد.

منبع: VOA Special October 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید