surcoat

[ایالات متحده]/ˈsɜː.kəʊt/
[بریتانیا]/ˈsɜr.koʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پوشش خارجی؛ پوشش خارجی زنان

عبارات و ترکیب‌ها

surcoat design

طراحی شنل

surcoat style

سبک شنل

surcoat fabric

پارچه شنل

surcoat color

رنگ شنل

surcoat length

طول شنل

surcoat material

جنس شنل

surcoat pattern

الگوی شنل

surcoat fit

اندازه شنل

surcoat accessories

لوازم جانبی شنل

surcoat collection

کلکسیون شنل

جملات نمونه

the knight wore a surcoat over his armor.

سوارکوت را بر روی زره خود پوشید.

her surcoat was adorned with intricate patterns.

سوارکوت او با طرح‌های پیچیده تزئین شده بود.

during the tournament, the surcoat displayed his family's crest.

در طول مسابقات، سوارکوت نشان خاندان او را به نمایش می‌گذاشت.

he chose a bright red surcoat to stand out.

او یک سوارکوت قرمز روشن انتخاب کرد تا از دیگران متمایز شود.

the surcoat was made of lightweight fabric for comfort.

سوارکوت از پارچه سبک برای راحتی ساخته شده بود.

she carefully folded her surcoat after the event.

او پس از رویداد سوارکوت خود را با دقت تا کرد.

the surcoat helped protect the knight from the sun.

سوارکوت به محافظت از شوالیه در برابر نور خورشید کمک کرد.

he had his surcoat tailored to fit perfectly.

او سوارکوت خود را به گونه‌ای طراحی کرد که کاملاً اندازه باشد.

in medieval times, a surcoat was a common garment.

در دوران قرون وسطی، سوارکوت یک لباس رایج بود.

the surcoat was a symbol of nobility.

سوارکوت نمادی از اشراف بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید