vestment

[ایالات متحده]/ˈvestmənt/
[بریتانیا]/ˈvestmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس تشریفاتی; لباس رسمی یا رسمی که توسط روحانیون پوشیده می‌شود، به ویژه روبند یا گونی که در مراسم مذهبی پوشیده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

clerical vestment

لباس روحانی

liturgical vestment

لباس liturgical

ritual vestment

لباس آیینی

جملات نمونه

The priest wore a purple vestment to conduct the funeral services.

کشیش جامه بنفش پوشید تا مراسم تشییع جنازه را انجام دهد.

all the vestments in which they used to apparel their Deities.

تمام لباس‌هایی که آنها برای الهه‌های خود استفاده می‌کردند.

putting ecclesiastical vestments to secular use was considered sacrilege.

استفاده از لباس‌های کلیسایی برای اهداف غیردینی به عنوان حرمت‌شکنی در نظر گرفته می‌شد.

The priest wore a traditional vestment during the ceremony.

کشیش در طول مراسم لباس سنتی پوشید.

The bishop's intricate vestment was adorned with gold embroidery.

لباس روحانی انتزاعی اسقف با گلدوزی طلایی تزئین شده بود.

She carefully folded the expensive vestment after the church service.

او پس از خدمات کلیسا لباس گران قیمت را با دقت تا کرد.

The choir members wore matching vestments for the performance.

اعضای گروه کر برای اجرا لباس های مشابه پوشیدند.

The elaborate vestment added a sense of grandeur to the religious procession.

لباس پر زرق و برق، حسی از شکوه را به راهپیمایی مذهبی اضافه کرد.

The designer created a stunning vestment for the fashion show.

طراح یک لباس چشم نواز برای نمایش مد ایجاد کرد.

The velvet vestment was soft to the touch and luxurious in appearance.

لباس مخملی با دستمال نرم و ظاهری مجلل بود.

The historical museum displayed a collection of ancient vestments.

موزه تاریخی مجموعه ای از لباس های باستانی را به نمایش گذاشت.

The seamstress carefully sewed intricate patterns onto the bishop's vestment.

خیاط با دقت طرح های پیچیده را روی لباس اسقف دوخت.

The priest's vestment was passed down through generations in the family.

لباس کشیش در طول نسل ها در خانواده منتقل شده بود.

نمونه‌های واقعی

And then he gave a mass on 15,000 people wearing purple vestments which are normally reserved for him appears in the morning.

سپس او در حالی که لباس‌های بنفش به تن داشت که معمولاً برای او محفوظ بود، برای 15000 نفر مراسم مذهبی برگزار کرد و صبح زود ظاهر شد.

منبع: CNN Listening Collection July 2013

He was dressed in red and gold liturgical vestments, a miter on his head and a rosary in his hand.

او لباس‌های مراسم مذهبی قرمز و طلایی به تن داشت، یک میتر بر سرش و یک گلوله در دستش.

منبع: NPR News January 2023 Compilation

That morning, he donned his vestments, stood before about a dozen parishioners and publicly criticized the war.

آن صبح، او لباس‌هایش را پوشید، در مقابل حدود دوازده نفر از پارشین‌ها ایستاد و علناً جنگ را مورد انتقاد قرار داد.

منبع: New York Magazine (Video Edition)

Long white surplices, grave and seemly, gave place to gorgeous vestments and embroidered pluvials.

لباس‌های سفید بلند، جدی و مناسب، جای خود را به لباس‌های مجلل و پلوویال‌های گلدوزی شده دادند.

منبع: The Gadfly (Original Version)

Later, when the monks finally undressed the corpse, beneath his fine vestments he was found to have worn a hair shirt crawling with vermin.

بعداً، وقتی راهبانان بالاخره جسد را خلع لباس کردند، زیر لباس‌های خوبش متوجه شدند که او یک پیراهن مویی دارد که با انگل‌ها پر شده است.

منبع: The Economist (Summary)

These gloomy vestments have been forced on me by strange circumstance; in plain language, I have deemed it expedient to go disguised.

این لباس‌های تاریک به دلیل شرایط عجیب و غریب به من تحمیل شده است؛ به زبان ساده، من آن را مناسب دیدم که با لباس مبدل بروم.

منبع: Three mysterious people

He had a special passion, also, for ecclesiastical vestments, as indeed he had for everything connected with the service of the Church.

او همچنین علاقه خاصی به لباس‌های کلیسا داشت، همانطور که در واقع برای همه چیز مربوط به خدمت کلیسا داشت.

منبع: The Picture of Dorian Gray

The priest has changed out of his mournful black vestments and into hopeful white ones.

کشیش از لباس‌های سیاه غم‌انگیز خود خارج شده و به لباس‌های سفید امیدوارکننده درآمده است.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

Father Kiprian, a priest of the most patriarchal appearance, dressed in the full vestments of the church, delivered his sermon out of a copy-book.

پدر کیپریان، کشیشی با ظاهری بسیار پدرسالار، با لباس کامل کلیسا، موعظه خود را از یک دفترچه ارائه کرد.

منبع: Virgin Land (Part 1)

For the dark stream ran down the folds of his white vestments; and on the stones of the Cathedral floor his footsteps left a deep, red stain.

زیرا جریان تاریک در میان چین و پاره‌های لباس‌های سفیدش جاری شد؛ و رد پاهایش لکه‌ای عمیق و قرمز بر روی سنگ‌های کف کلیسا به جا گذاشت.

منبع: The Gadfly (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید